تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
ها در وسعت قرار گرفتند و اهل بازارها و كارگران و صنعتگران در آن دكانها و بازارهايى كه در رسته‌هاى مسجد جامع واقع بود ، در وسعت بودند ، و نجاح بن سلمهء منشى را در آخر رسته‌ها در طرف قبلهء مسجد و احمد بن اسرائيل منشى را نيز نزديك آن قطعه زمين داد ، و محمد بن موسى منجم و برادرانش و جماعتى از منشيان و فرماندهان و هاشميان و جز آنان را قطعه زمين بخشيد ، و متوكل تصميم گرفت كه شهرى بنا كند كه بدان منتقل شود و بوى نسبت داده شود و بوسيلهء آن بلند آوازه گردد ، پس محمد بن موسى منجم و مهندسان حاضر در دربار را فرمود تا محلى برگزينند و آنان هم محلى را بنام « ماحوزه » برگزيدند و بوى گفته شد كه معتصم بر آن بود تا در اينجا شهرى بسازد و نهرى را كه در روزگار كهن بوده است ديگر بار حفر كند ، پس متوكل بر آن تصميم گرفت و در سال ( دويست و ) چهل و پنج نظر در آن را آغاز كرد و براى حفر آن نهر به صورتى كه در وسط شهر واقع شود دستور صادر نمود ، و هزينهء اين كار دو ميليون و پانصد هزار دينار برآورد شد و متوكل را خوش آمد و بدان رضا داد و كندن نهر را آغاز كرد و مالهاى هنگفت براى آن نهر انفاق نمود و جاى قصرها و منازل خود را خط بر كشيد و بوليعهد - ها و ديگر فرزندان و فرماندهان و منشيان و سپاهيان خود و عامهء مردم قطعه زمين بخشيد و خيابان بزرگ را از سراى اشناس كه در كرخ است و همان است كه بدست فتح بن خاقان افتاد ، باندازهء سه فرسخ تا قصرهاى خود كشيد و فرود قصرهاى خويش سه دروازهء بزرگ باشكوه قرار داد كه سواره با نيزه‌اش از آنها داخل مىشد ، و مردم را در راست و چپ خيابان اعظم قطعه زمين داد و پهناى خيابان اعظم را دويست ذراع قرار داد و در نظر گرفت كه در دو طرف خيابان دو نهر كنده شود و از نهر بزرگى كه حفر مىكند آب در آن دو جارى شود ، بدين ترتيب كاخها ساخته شد و خانه‌ها بلند و شيد اندود گشت و ساختمان بالا رفت و خود شخصا مىگشت و هر كس را مىديد كه در كار ساختمان كوشش مىكند جايزه مىداد و عطيه مىبخشيد ، پس مردم كوشش نمودند و متوكل اين شهر را « جعفريّه » ناميد و ساختمان از « جعفريّه » تا