سروادى است امتداد دارد و به قطعه زمينهاى فرماندهان و منشيان و اشراف و عامهء مردم اتصال دارد .
سپس در پشت سر « خيابان اسكر » خيابانى است كه به آن « خيابان جديد حير » گفته مىشود و مردمان متفرقهاى از فرماندهان فرغانيها و اسروشنيها و اشتاخنجيها و جز آنان از ديگر استانهاى خراسان در آن سكونت دارند .
و اين خيابانهايى كه از « حير » آغاز مىشود ، هرگاه به قطعه زمينهاى مردمى برخورد كند ، ديوار ويران شود و پشت سر آن ديوارى جز آن ساخته شود و در پشت ديوار جانوران دشتىاند ، از قبيل آهوان و گورخران و گوزنها و خرگوشها و شتر - مرغان و بر آن ديوارى است كه در بيابانى با صفا و پر وسعت دور مىزند .
و خيابانى كه بر دجله است « خيابان خليج » ناميده مىشود و همين جا است لنگرگاهها و كشتيها و مال التجارههايى كه از بغداد و واسط و كسكر و ديگر جاهاى سواد ( عراق ) از بصره و ابلّه و اهواز و آنچه بدانها وابسته است ، و از موصل و بعربايا و ديار ربيعه و آنچه بدانها وابسته است وارد مىشود ، و در همين خيابان است قطعه زمينهاى مغربيها همهشان يا بيشترشان و محل معروف به « ازلاخ » كه در آغاز بنياد « سر من رأى » بوسيلهء مردان مغرب زمين معمور گشت . مردم امر ساختمان را در « سر من رأى » بيش از بغداد فراخ گرفتند و منزلهاى با وسعت بنا كردند ، جز آنكه آب آشاميدنيشان همگى از دجله است از آنچه با مشكها روى استران و اشتران حمل مىشود ، چه چاههاشان دور ريسمان است و بعلاوه آب آنها شور و گوارا نيست و از اين جهت از حيث آب در وسعت نيستند ، لكن دجله نزديك است و اشتران آبكش بسيار و در آمد غله و مستغلات « سر من رأى » و بازارهاى آن در سال بده ميليون درهم رسيد و در نتيجهء نزديكى راه حمل خوار و بار از موصل و بعربايا و ديگر ديار ربيعه در كشتيها و از راه دجله ، نرخهاشان ارزان ماند . و چون معتصم از نقشه كشى و بنياد نهادن ساختمان طرف شرقى دجله كه همان طرف « سر من رأى » باشد ، فراغت يافت ، پلى به طرف غربى دجله بست
البلدان ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: اليعقوبي
ص٣٦