كه سنبل را بررسى كند و آزمايش نمايد و بيش را از آن جدا كند و آنگاه هم با انبرى آهنين گرفته ميشد و كسى به آن دست نميزد مگر آنكه همان وقت مىمرد ، آنگاه در طرفى فراهم مىگشت و گاهى هم به دريا افكنده ميشد .
* * * احمد بن ابى يعقوب گفته است : قرنفل همهاش يك جنس است و بهتر و برتر آن گل خشك بىرطوبت تند بوى تند مزهء شيرين بوى است و هم گل دارد و هم ميوه و گل آن چيزى است كوچك ، در منظره شبيه چوبهاى شاخههاى خربق « 1 » سياه و ميوهاش چيزى است درشت و شبيه به هستهء خرما يا زيتون و گفته شده كه آن ميوهء درختهاى بزرگى است شبيه بدرخت سدر و ديگران گفتهاند . . . تا آخر . گفته است :
و از بلاد سفالهء « 2 » هند و جاهاى دور دست آن صادر مىشود و آن را در جاهايى كه هست بوهاى تندى است و سخت خوشبو و پر بو است تا آنجا كه جاهاى قرنفل خيز را براى شدت خوشبويى آن « بوى بهشت » مىنامند .
* * * و محمد بن احمد تميمى در كتاب خود بنام « جيب العروس » در « باب غاليهها » بسيارى از آنها را ذكر كرده است كه ما از آن جمله ، آنچه را براى خلفا و پادشاهان و بزرگان ساخته مىشده است ذكر مىكنيم ، از جمله : غاليهاى از غاليههاى خلفا از احمد بن ابى يعقوب ، از مشگ تبتى كمياب صد مثقال گرفته و سائيده مىشود ، تا آخر . . . و اين غاليه كه عنبر و مشگ در آن يكسان است ، براى حميد طوسى ساخته ميشد و مأمون را سخت بشگفت مىآورد و اين غاليه براى ام جعفر نيز ساخته ميشد . . .
و اين غاليه را براى محمد بن سليمان مىساختند . . . و نيز براى ام جعفر غاليهء عنبر مىساختند . . . تا آخر .
* * *
هامش
( 1 ) بر وزن جعفر : گياهى است برگش شبيه ببرگ بار تنگ .
( 2 ) سفاله ، بضم : پايين و فرود هر چيزى و شهرى است به هند ( منتهى الارب ) .