تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
نزديك بهم . تميمى گفته است : برخى از مردم عود چينى را بر خلاف ترتيب احمد ابن ابى يعقوب مرتب ساخته و گفته‌اند . . . تا آخر . * * * اما سنبل هندى ، پس احمد بن ابى يعقوب گفته است : سنبل چند نوع است و بهتر آن عصافير « 1 » ( گنجشكهاى ) سرخ رنگ مسلل است و مسلّل همان است كه از پرهاى نازكش پاكيزه و جدا گشته و گنجشكهايى پركنده مانده است و هرگاه انسان آن را ساعتى در دست خويش نگه دارد و سپس آن را ببويد ، بويش مانند بوى سيب يا در آن حدود خواهد بود ، سپس نوع ديگر كه نزديك به آن است و آن نوعى است از عصافير ، سرخ رنگ و پر سفيدى و سفيد و سياهى و بسيار خوشبو نزديك به اول ، سپس نوع پست ترش و آن سنبلهايى است بد و خوب كه جزء بوهاى خوش درجهء اول به حساب نمىآيد ، اما اصل سنبل ، پس آن گياهى است كه در سرزمين هند و نيز در تبت مىرويد و گفته شده كه آن مانند زراعت در واديهاى هند مىرويد و سپس مىخشكد و مردمى مىآيند و آن را درو و جمع‌آورى مىكنند ، و گفته شده در واديهايى كه اين سنبل در آنها مىرويد افعى بسيار است و هيچكس وارد آنها نميشود مگر كه در پاهاى او موزه‌اى باشد دراز و ضخيم كه با چوب يا آهن نعل شده باشد ، گفته‌اند : و آن افعيها را شاخهايى است داراى زهر كشنده‌اى كه آن را بيش مىگويند و گفته مىشود كه آن از شاخهاى افعيها است و قومى از دانايان گفته‌اند كه آن گياهى است كه در آن واديها مىرويد و آن دو قسم است : قسمى خلنجى است كه رنگ آن بزردى مايل است و نوع بهتر آن است و قسمى ديگر به سياهى مايل است و آنان آن را مىشناسند و از آن پرهيز مىكنند و بسا كه برخى از ايشان آن را نشناسد و از دست زدن به آن بميرد ، بخصوص اگر دستش عرق كرده يا تر باشد و برخى از خلفا دستور مىدادند تا بر كشتيهايى كه از هند به ابلّه و بندرهاى ديگر مىآيد ، كسى گماشته شود
هامش
( 1 ) سنبل گياهى است خوش بوى و آن انواع است و هندى را سنبل العصافير هم گويند و رومى را ناردين ( منتهى الارب ) .