تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
سال هفده بنياد نهاده شد ، دو فرسخ در يك فرسخ است ، پس درونى آن يعنى همان طرفى كه بشمال پيوسته است ، بر دو رودخانه‌اى كه دارد مشرف است ، يكى از آن دو نهرى معروف به « نهر ابن عمر » و آن نهرى است . . . « 1 » و خرشنه « 2 » پانصد سوار و سلوقيه « 3 » پانصد سوار و تراقيه پنج هزار سوار و مقدونيه سه هزار سوار ، پس همهء لشكريان روم از سپاه گماشتهء بر روستاها و قريه‌ها چهل هزار سوار است و در ميان ايشان جيره بگيرى نيست ، همه‌شان سپاهيانى روزمره‌اند و بر هر ناحيه‌اى مردانى هستند كه در موقع جنگ با سرهنگشان بيرون مىروند . ما اخبار بلاد روم و رجال آن و شهرها و قلعه‌ها و بندرهاى آن و كوهها و دره‌ها و رودخانه‌ها و درياچه‌هاى آن و جاهاى تاختن بر آن را در كتابى جز اين ذكر كرده‌ايم ، اين بود راهها تا ثغور « 4 » و آنچه بدانها وابسته است . و هر كس بخواهد از حلب بر شاهراه مغرب رهسپار گردد ، از حلب به شهر « قنسرين » « 5 » رود سپس به محلى كه به آن « تلمنس » « 6 » گفته مىشود و اول حوزهء جند حمص است .
هامش
( 1 ) در اينجا فصلى از كلام مؤلف افتاده است و آنچه بعد از اين ديده مىشود ارتباطى به بصره ندارد بلكه بتصريح خود مؤلف در پايان اين قسمت ، مربوط است به بلاد روم و ثغور و عواصم كه جغرافى نويسان اسلامى آنها را به شام اضافه مىكرده‌اند . در ترجمهء مسالك و ممالك اصطخرى ص 59 گويد : « و ثغرها را بشام اضافت كردم ، بهرى را ثغور شام خوانند و بهرى را ثغور جزيره و هر دو در حساب شام باشد به حكم آنك هر چه بر يك نيمهء فرات است از شام بود و از ملطيه تا مرعش ثغور جزيره گويند كى مردمان جزيره آنجا مقيم باشند و كورهء شام است و باشندگان فلسطين لشكر شام‌اند و ثغور جزيره جبل اللكام است و آن فاضل‌ترين ثغرها است . » آنگاه بعد از ذكر فلسطين و اردن و دمشق و طرابلس ( حمص ) به ذكر ثغور و عواصم پرداخته است ( ر . ك . ص 64 - 67 ) در چاپ اروپا ص 323 ، دو قسمت نامربوط بهم را يك خط فاصله داده و از هم جدا كرده‌اند ، اما در چاپ نجف ص 85 دو قسمت پشت سر هم چيده شده و فقط در پاورقى بنقل از حاشيهء چاپ اروپا بافتادگى اشاره‌اى دارد . ( 2 ) خرشنه ، بفتح اول و سوم و چهارم : شهرى است نزديك ملطيه از بلاد روم . ( 3 ) سلوقيه : حصنى است در ساحل انطاكيه ؛ و سليقيه ، بفتح سين و كسر لام و قاف و فتح يا : شهرى و ناحيه‌اى است در بلاد روم كه آن را هم بسا « سلوقيه » نامند و از ناحيهء شام بعد از طرسوس واقع است . ( 4 ) ثغور ، يعنى مرزها و بيشتر مراد به آن ، مرزهاى ميان بلاد شام و روم است از قبيل عسقلان و طرسوس و اذنه و مصيصه از طرف حلب و عواصم . ( 5 ) بكسر اول و فتح و تشديد دوم : شهرى در يك منزلى حلب كه آباد و پر جمعيت بوده است و چون در سال 351 روميان ( 6 ) تل منس ، بفتح تا و تشديد لام و فتح ميم و تشديد نون فتحه‌دار : قلعه‌اى نزديك معرهء شام و يكى از قريه‌هاى حمص .