تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و نيز در آن چشمه‌اى است كه نهرى عظيم از آن خارج مىشود و درون شهر باغها و بوستانها است و از شهر بعلبك به « عقبة الرمان » و سپس به شهر دمشق رود و شهر دمشق شهرى است با شكوه و كهن و آن در جاهليت و اسلام مركز شام بوده است و آن را در همه جندهاى شام در بسيارى رودخانه‌ها و آبادى و رودخانهء اعظمش كه كه « بردا » « 1 » گفته مىشود نظيرى نيست ، شهر دمشق در سال چهارده در خلافت عمر بن خطاب گشوده شد و ابو عبيدة بن جراح آن را پس از يك سال محاصره ، از دروازه‌اى بنام « باب الجابيه » به صلح فتح نمود و خالد بن وليد از دروازهء ديگرش بنام « باب - الشرقى » بدون صلح درآمد ، پس ابو عبيده صلح را در همه‌اش روا داشت . و به عمر ابن خطاب نيز نوشتند و او هم عمل ابو عبيده را روا داشت . دمشق منازل پادشاهان غسان « 2 » بوده است و آل جفنه را در آن آثارى است . اهالى دمشق بيشتر از مردم يمن و قومى از قيس نيز آنجا سكونت دارند و بيشتر منازل دمشق منازل و قصرهاى بنى اميه است و « خضراء » معاويه كه دار الاماره است در مشق است و مسجد آن كه در اسلام بهتر از آن بار خام و طلا وجود ندارد وليد بن عبد الملك بن مروان در خلافت خويش آن را بنا كرد . كوره‌هاى دمشق عبارت است از « غوطه » كه غسّان و طوائفى از قيس آنجا ساكن‌اند و نيز قومى از ربيعه آنجايند و « حوران » كه شهر آن « بصرى » است و مردم آن قومى از قيس از بنى مره‌اند ، جز « سويدا » « 3 » كه قومى از كلب در آن سكونت دارند و « بثنيه » « 4 » كه شهر آن « أذرعات » و مردم آن قومى از قيس‌اند و « ظاهر » كه شهر آن « عمّان » است و « غور » كه شهر آن « ريحا » « 5 » است و اين دو شهر سرزمين بلقا است و اهالى آن قومى از قيس و نيز جماعتى از قريش‌اند و « جبال » كه شهر آن
هامش
( 1 ) بردى ، با سه فتحه : بزرگترين رودخانهء دمشق است . ( 2 ) ر . ك . ترجمهء تاريخ ص 252 - 254 . ( 3 ) سويدا : قريه‌اى از قراى حوران . ( 4 ) بثنه ، بفتح و سكون ، و بثنيه ، به دو فتحه و كسر نون و تشديد يا . ( 5 ) ريحا ، بكسر اول : شهرى نزديك بيت المقدس بفاصلهء پنج فرسخ كه آن را أريحا نيز گويند .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 105 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى