است و مردم آن قبيلهء كلباند و « تلمنس » « 1 » كه مساكن طائفهء أياد است و ابن ابى دؤاد آن را منزل ساخته بود و « معرة النعمان » كه شهرى است كهن و ويران و مردم آن قبيلهء تنوخاند و « باره » « 2 » كه قبيلهء بهرا ساكن آن است و شهر « فاميه » « 3 » و آن شهرى است رومى ، كهن و ويران بر درياچهء عظيمى و اهالى آن ( دو قبيلهء ) عذره و بهرااند و شهر « شيزر » « 4 » كه مردم آن قومى از كندهاند و شهر « كفرطاب » « 5 » و « اطميم » و آن شهرى است كهن كه مردم آن قومى از طوايف يمن و بيشترشان از كندهاند . و از جند حمص چهار شهر بر ساحل دريا است ، شهر « لاذقيه » كه مردم آن قومى از يمن از قبايل سليح و زبيد و همدان و يحصب و جز ايناناند و شهر « جبله » كه اهالى آن قبيلهء قيساند و قومى از قيس و أياد نيز در آن سكونت دارند و شهر « بلنياس » « 6 » كه مردم آن بهم آميختهاند و شهر « انظرظوس » « 7 » كه مردم آن قومى از كندهاند و خراج حمص غير از ضياع ( دولتى ) بر حسب قانون معمول به دويست و بيست هزار دينار مىرسد .
جند دمشق
و از حمص تا شهر دمشق چهار منزل است ، منزل اول « جوسيه » « 8 » است از جند حمص و دوم « قارا » كه اول حوزهء جند دمشق است و سوم « قطيفه » « 9 » كه منازل هشام بن عبد الملك بن مروان آنجا است و از آنجا به شهر دمشق مىرسد و كسى كه بخواهد از حمص بر راه بريد رهسپار گردد ، از جوسيه به « بقاع » « 10 » رود ، سپس به شهر « بعلبك » كه يكى از شهرهاى باشكوه شام است و در آن ساختمانى است از سنگ شگفتانگيز
هامش
( 1 ) بفتح تا و تشديد لام فتحهدار و فتح ميم و تشديد نون فتحهدار .
( 2 ) شهر كوچكى و كورهاى از نواحى حلب .
( 3 ) شهر بزرگى و كورهاى از نواحى حمص .
( 4 ) بر وزن بندر .
( 5 ) بفتح اول و سكون يا فتح دوم .
( 6 ) بلنياس ، با يا ، ( معجم البلدان ) و بلنباس با با ( مراصد الاطلاع ) به دو ضمه و سكون نون : كورهاى و شهر كوچكى و حصنى در سواحل حمص بر دريا .
( 7 ) مراصد الاطلاع ، مسالك و ممالك ص 291 : انطرطوس ، بر وزن اندر طوس .
( 8 ) بضم اول و تخفيف ياء : قريهاى در شش فرسخى دمشق .
( 9 ) بضم قاف و تشديد ياى كسرهدار : قريهاى است نزديك ثنية العقاب براى كسى كه آهنگ دمشق دارد ، از ناحيهء حمص
( 10 ) محلى كه به آن بقاع كلب گفته مىشود .