تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ديدن كرد و با دختر وى بوران عروسى نمود ، سپس « واسط » و آن دو شهر است بر دو سوى دجله ، شهر قديمى در طرف شرقى دجله ، و شهرى هم حجاج در طرف غربى بنا كرد و ميان آن دو با كشتيها پلى قرار داد و حجاج قصر خود و نيز قبهء خضرايى كه آن را « خضراء واسط » مىگويند و مسجد جامع را در اين شهر غربى بنا نهاد و آن را باره‌اى است و واليان پس از حجاج در آن منزل كردند و اينجا بود كه يزيد بن عمر بن هبيرهء فزارى هنگامى كه از سپاه قحطبه شكست خورد متحصن شد و امان يافت و ساكنان اين دو شهر مردمى بهم آميخته از عرب و عجم‌اند ، و هر كه از دهقانان باشد منزلش در شهر شرقى است كه شهر ( ناحيهء ) كسكر است . خراج واسط جزء خراج طسوجهاى سواد است و بدان جهت واسط ناميده شده كه از آنجا تا بصره پنجاه فرسخ است و تا كوفه پنجاه فرسخ و تا اهواز پنجاه فرسخ و تا بغداد پنجاه فرسخ و از همين رو واسط ناميده شد ، و فرشى كه ارمنى ( كذا ) از آن ساخته مىشود صنعت اينجا است ، سپس به ارمنستان حمل مىگردد پس رشته و بافته مىشود ، سپس به « عبداسى » « 1 » سپس به « مذار » « 2 » و آن شهر ميسان است و شهر مذار نيز بر دجله است و نزديك مذار « كورهء ابر قباذ » « 3 » است و به شهر آن « فسى » گفته مىشود ، و از واسط در « بطايح » به بصره و بدان جهت بطايح ناميده شده كه چندين آب آنجا فراهم مىشود ، سپس از بطايح در « دجلة العوراء » « 4 » رهسپار مىشود ، سپس به « بصره » مىرسد و در شط « نهر ابن عمر » « 5 » پهلو مىگيرد .

بصره

بصره شهر دنيا و مركز تجارتها و اموال آن بود و آن شهرى است مستطيل كه مساحتش بر اساس همان نقشه‌اى كه در موقع فتح آن در حكومت عمر بن خطاب در
هامش
( 1 ) مسالك و ممالك ، مراصد الاطلاع : عبدسى . ( 2 ) بفتح ميم . ( 3 ) بفتح اول و دوم و سكون‌زاى نقطه‌دار و ضم قاف : از طسوجهاى مذار ميان بصره و واسط ( مراصد الاطلاع ) . ( 4 ) نام دجلهء بصره است . ( 5 ) مراصد الاطلاع : نهر ابن عمير در بصره به عبد اللّه بن عمير ليثى نسبت داده مىشود .