تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1229

مساهمون:

ص١٢٢٩
كرد وى در موصل متولد شد به سال 567 ، و چون به پدر بشارت تولد فرزندش را دادند گفت : [ 1 ]
قيل لى جاءك نسل * ولد شهم وسيم قلت عزوه بفقدى * ولد الشيخ يتيم
و حدسش درست بود . زيرا پدر چند ماه پس از ولادت او بمرد . ابو زكرياى نحوى از مكّى بن زيّان علم آموخت ولى ملازم استادش بود تا در نحو و ادب و لغت براعت يافت و از مشاهير ادبا گرديد . در سال 616 در موصل وفات كرد ، او را در نزد پدرش در مقبرهء معافى بن عمران در باب الميدان به خاك سپردند . من در سال 613 كه در موصل بودم با او ديدار كردم . از اوست : [ 2 ]
و عهدى بالصّبا زمنا و قدّى * حكى الف ابن مقلة فى انتصاب و صرت الآن منحنيا كانّى * افتّش فى التّراب على شبابى
.

1230 - يحيى بن سعيد بن هبة الله شيبانى

از واسط و سپس بغداد بود . كاتب و اديب و شاعر و فقيه و متكلم و آگاه از رياضيات . شاگرد ابو منصور جواليقى بود . نخست ناظر ديوان بصره بود ، سپس نظارت ديوان واسط و حلّه را يافت . آنگاه نظر در مظالم بر عهدهء او قرار گرفت . چون استاد دار ، هبة الله بن صاحب بمرد اين سمت را به او دادند . سپس ديوان انشا و نظر در ديوان مقاطعات را عهده‌دار شد و تا پايان عمر در اين شغل بود . در ماه ذوالحجهء سال 594 در گذشت . ولادتش در سال 522 بود .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : گفتند براى تو فرزندى آمد ، پسرى دلير و خوبروى . گفتم : او را به مرگ من تسليت دهيد كه فرزند پير مرد يتيم است . [ 2 ] از كودكى ياد دارم زمانى را كه قامت من در راستى چون الف ابن مقله بود ، اكنون خميده شده‌ام گويى روزگار جوانى را در خاك مىجويم .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1229 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى