تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1227

مساهمون:

ص١٢٢٧
فرّاء از يونس مطالب بسيار نقل كرده كه ذكر آنها سخن را به درازا كشاند . ابو العباس احمد بن يحيى ثعلب مىگفت : اگر فرّاء نمىبود لغت عرب هم نمىبود ، او لغت را گردآورد و ضبط نمود . فرّاء فقيه بود و به اختلاف آراء آگاه . ايام عرب و اخبار و اشعار آن را مىشناخت . به طب و نجوم و كلام آگاه بود ، به مذهب اعتزال گرايش داشت و از كلمات فلاسفه در تصنيفات خود بهره مىگرفت . ابو العباس ثعلب از ابن نجده حكايت كند كه چون ابو زكريا يحيى بن زياد فرّاء قصد پيوستن به مأمون داشت ، بر درگاه او آمد و شد مىكرد . روزى بر در نشسته بود كه ثمامة بن اشرس ، متكلم مشهور ، آمد و گفت : مردى اديب را كه ابّهت ادب از او آشكار بود ديدم . نزد او نشستم و در لغت چند سؤال كردم ، ديدم دريايى است . از نحو پرسيدم ، همتايى نداشت . از فقه سؤال كردم ، فقيهى بود آگاه از آراء فقها . در نجوم مهارت داشت و در طب آگاه بود ، به ايام عرب و اخبار و اشعار آن حاذق . گفتم : اين مرد كه بوده ؟ نمىپندارى كه جز فرّاء نباشد ؟ گفت : آرى همو بود . پس به خدمت امير المؤمنين رفتم و او را از مقام و مرتبت فرّاء خبر دادم . خليفه احضارش كرد و اين بود سبب پيوستن فرّاء به مأمون . حكايت كنند كه مأمون فرّاء را فرمان داد كه همهء اصول نحو و آنچه را كه از عرب شنيده است در كتابى گردآورد . پس او را در غرفه‌اى از غرفه‌هاى قصر خلافت نشاند و كنيزان و خادمان به خدمتش گماشت تا او را دل مشغولى جز به كارى كه بدان مأمور شده بود نباشد ، تا كتاب الحدود را به پايان آورد . پس از تمام كردن كتاب بيرون آمد و به املاى كتاب معانى پرداخت . گويند شمار كسانى كه براى املاى او گردمىآمدند در شمار نمىگنجيدند . چون املاى كتاب به پايان آمد ورّاقان آن را در اختيار گرفتند و گفتند آن را به كس نمىدهند جز آنكه خود برايش استنساخ كنند و براى هر پنج برگ يك درهم مىگيرند . مردم شكايت به فرّاء بردند فايدتى نكرد . چارهء كار در آن ديد كه اعلام كند كتاب معانى را دوباره گسترده‌تر و مشروح‌تر املا خواهد كرد . به املا نشست و صد ورق در « الحمد » املا كرد . وراقان كه بازارشان كساد شده بود گفتند : ارزان مىكنند و هر ده ورقه يك درهم مزد مىستانند . بدين تدبير ماجرا به پايان آمد . ابو زكريا فرّاء در راه مكه در سال 207 وفات كرد ، به هنگام مرگ 63 سال از عمرش گذشته بود .