و يحيى بن برمك فرزندان خود را پند همىداد كه بهترين چيزى را كه مىشنويد بنويسيد و بهترين چيزى را كه نوشتهايد به خاطر بسپاريد و بهترين چيزى را كه به خاطر سپردهايد بر زبان آريد .
قاضى گويد ، يحيى بن اكثم گويد شنيدم كه مأمون مىگفت : همانند يحيى بن خالد و فرزندش در بلاغت و كفايت و جود شجاعت كس نبود .
يحيى در هر ماه هزار درهم به سفيان ثورى ( رضى الله عنه ) راتبه مىداد . سفيان ثورى هرگاه نماز مىخواند در سجده مىگفت : بار خدايا يحيى دنياى مرا كفايت كرده تو نيز آخرتش را كفايت كن . چون يحيى از دنيا رفت او را به خواب ديدند ، پرسيدند كه خدا با تو چه كرد ؟ گفت : مرا به دعاى سفيان ثورى بيامرزيد .
يحيى بن خالد در زندان رشيد ، در رافقه ، در اوائل محرم سال 190 جهان را بدرود گفت . .
1227 - يحيى بن زياد بن عبد الله بن منظور [ 1 ]
او اسلمى و ديلمى و كوفى بود و از موالى بنى اسد ، معروف به فرّاء . كنيهاش ابو زكريّا بود .
شاگرد ابو الحسن كسائى بود و از قيس بن ربيع و مندل بن على روايت مىكرد . سلمة بن عاصم و محمد بن جهم نمرى و جمعى ديگر شاگردان او بودند . فرّاء و احمر مشهورترين اصحاب كسائى بودند و داناترين مردم كوفه به نحو بعد از كسائى . فرّاء از يونس بن حبيب بصرى هم كسب دانش كرد . اين بيت را از او روايت مىكرد : [ 2 ] ربّ حلم اضاعه عدم المال و جهل غطّى عليه النّعيم
هامش
[ 1 ] مراتب النحويين : 86 ، طبقات الزبيدى : 131 ، اخبار النحويين البصريين : 51 ، الفهرست : 73 ، تاريخ بغداد 14 : 146 ، تاريخ ابى المحاسن : 187 ، المعارف : 545 ، تهذيب الازهرى 1 : 18 ، فهرست ابن خير : 311 ، 312 ، نور القبس : 301 ، نزهة الالباء : 65 ، الانساب ( دمج ) 9 : 247 ، انباه الرواة 4 : 1 - 17 ، ابن خلكان 6 : 176 ، تذكرة الحفّاظ :
372 ، سير الذهبى 10 : 118 ، عبر الذهبى 1 : 354 ، مرآة الجنان 2 : 38 ، البداية و النهاية 10 : 261 ، طبقات ابن الجزرى 2 : 371 ، تهذيب التهذيب 11 : 212 ، بغية الوعاة 2 : 333 ، البلغه : 280 ، روضات الجنات 4 : 235 ، اشارة التعيين : 379 .
[ 2 ] حاصل معنى : چه متانتها و بردباريها كه بينوايى ناچيزش مىكند و چه نادانيها كه در زير چتر دارايى پنهان مىشود .