من كرم اكرام بدنّ ديانة * لا خمرة قد داسها الفلّاح
.
1226 - يحيى بن خالد بن برمك [ 1 ]
ابو الفضل برمكى ، وزير سخاوتمند و بخشنده و سرور فرزندان برمك بود و برتر از همه در جود و حلم و رأى . كاملترين مردم زمانش بود در ادب و فصاحت و بلاغت . و ما به سبب بلاغت و تقدم او بر اكثر اهل زمانش در انشا و كتابت و آنچه از كلمات حكمت آميزش سراسر كتابها و دفاتر را انباشته ذكر او را در اين كتاب آورديم .
از سخنان او آنكه من با هركس رويا روى شدم فرصتش دادم تا سخن گويد ، اگر از فصاحت برخوردار بود در چشم من بزرگ مىآمد و گر نه از چشمم مىافتاد .
محمد بن صالح واقدى گويد : بر يحيى بن خالد برمكى داخل شدم و گفتم : در اينجا مردمى هستند كه نعمت و انعام تو را سپاس مىگويند . گفت : اى محمد اينان آمدهاند تا از نعمت و انعام ما سپاس گويند ما چگونه سپاس گفتن ايشان را سپاس گوييم ؟
و مىگفت : هرگاه ميان خود و ديگرى درى از نيكى گشودى حذر كن كه او را بربندى و لو با سخنى پسنديده و زيبا .
و مىگفت : اگر خواهى كه به جوانمردى كسى بنگرى به سفرهاش بنگر . اگر سفرهاش آراسته بود به شرف او حكم كن و اگر سفرهاش چنين نبود در آن خيرى نيست .
و مىگفت : بهترين صفت واليان سياست است و سر سياست عمل به طاعت خداوند است و گشودن دو در براى رعيت يكى در رأفت و رحمت و بخشش و بخشايش و ديگر در خشونت و دور ساختن و امساك و منع .
و مىگفت : غبار موكب من بر هر كه نشيند او را بر گردن من حقى خواهد بود .
روزى سواره در كنار هارون الرشيد مىرفت . رشيد ستورانى را ديد كه بارهايى را حمل مىكردند . پرسيد اينها چيستند ؟ گفتند : هداياى خراسان است كه على بن عيسى بن
هامش
[ 1 ] بنگريد در كتب تاريخ چون طبرى ، ابن اثير ، مروج الذهب و كتب ادب چون اغانى ، عقد الفريد . . . و نيز تاريخ خليفه : 465 ، المعارف : 381 ، تاريخ بغداد 14 : 128 ، معجم المرزبانى : 488 ، ابن خلكان 6 : 219 ، البداية و النهاية 10 : 204 ، مرآة الجنان 1 : 424 ، عبر الذهبى 1 : 306 ، سير الذهبى 9 : 89 ، شرح البسامة : 222 ، الشذرات 1 : 288 .