ماهان گسيل داشته . على بن عيسى بعد از فضل بن يحيى امارت خراسان يافته بود . رشيد به يحيى گفت : در زمان امارت پسرت اين اموال در كجا بودند ؟ يحيى گفت : در خانههاى صاحبانشان . رشيد در پاسخ درماند و خاموش گشت .
در روزگارى كه فضل امارت خراسان را بر عهده داشت ، صاحب بريد به خليفه نوشت كه فضل همه روزهايش به صيد و لذات مىگذرد و نظر در امور رعيت نمىكند .
چون رشيد نامه برخواند آن را نزد يحيى انداخت . و گفت : اى پدر اين نامه را بخوان و به فضل بنويس كه از آن شاد خواريها بازايستد . يحيى به دوات رشيد دست دراز كرد و بر پشت نامهاى كه از صاحب بريد آمده بود نوشت : اى فرزند خدايت حفظ كند به امير المؤمنين نوشتهاند كه پرداختن به شكار و مداومت لذات تو را از نظر كردن در امور رعيت بازمىدارد ، به كارى بازگرد كه تو را شايستهتر مىنمايد زيرا كسى كه به پسنديدهترين كارها بازگردد مردم زمانش گذشتهء او از ياد ببرند و او را جز بدان كارهاى پسنديده نشناسند ، و بر ذيل اين بيتها بنوشت : [ 1 ]
انصب نهارا فى طلاب العلا * و اصبر على فقد لقاء الحبيب
حتى اذا الليل بدا مقبلا * و غاب فيه عنك وجه الرقيب
فبادر الليل بما تشتهى * فانما الليل نهار الاريب
كم من فتى تحسبه ناسكا * يستقبل الليل بامر عجيب
القى عليه الليل استاره * فبات فى لهو و عيش خصيب
و لذّة الاحمق مكشوفة * يسعى بها كل عدو مريب
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : روز را در طلب علو و بزرگى باش و اگر محبوب چهره فرو پوشيد شكيبا باش تا شب فرا رسد و رقيب از تو چهره نهان كند . پس در شب به هر چه ميل دارى روى آور كه شب براى انسان زيرك همانند روز است . چه بسا جوانى كه او را در روز عابد و زاهد پندارى و چون شب شود به كارى شگفتانگيز روى نهد . شب بر سر او پرده مىكشد پس در زير پردهء شب در لهو و طرب به روز خواهد آورد . لذت احمق بى پرده است و هر دشمن بد خواه بدان سعايت كند .