1223 - يحيى بن احمد ، ابو زكريا [ 1 ]
ابو زكريا فارابى . يكى از پيشوايان علم لغت . جماعتى از مردم فاراب و ما وراء النهر شاگردان او بودند . حديث را از ابو عبد الرحمن عبد الله بن عبيد الله بن شريح بخارى و حسن بن منصور فرا گرفت . كتاب المصادر را در لغت تصنيف كرد . در سال [ ؟ ] وفات نمود . .
1224 - يحيى بن احمد ابو بكر [ 2 ]
ابو بكر ، معروف به ابن الخيّاط اندلسى . اديب و شاعر بود و در حساب و هندسه و نجوم دست داشت . از ابو القاسم سلمة بن احمد مجريطى علم آموخت . و منجم دستگاه سليمان بن حكم بن الناصر لدين الله امير المؤمنين بود . در طب نيز دستى توانا داشت .
مردى نيك محضر و با ديانت بود . در سال 447 در طليطله در گذشت . .
1225 - يحيى بن حبش [ 3 ]
شهاب الدين ابو الفتوح سهروردى ، فقيه شافعى مذهب ، اصولى و اديب و شاعر و حكيم و ذو فنون . در مناظره بس توانا بود ، چنان كه با هر كه مناظره مىكرد بر او غالب مىشد و مجابش مىساخت . در مراغه از شيخ امام مجد الدين جيلى فقيه و اصولى و متكلم علم آموخت و مدتى ملازم او بود . سپس به سير و سفر در بلاد پرداخت . در ماردين شيخ فخر الدين ماردينى را ديد و به صحبت او در آمد . شيخ فخر الدين بر شهاب الدين فراوان ثنا مىگفت و مىگفت تا بودهام همانند او نديدهام ولى به سب تندى گفتار و تهور در بيان عقايد بر جان او مىترسم . شهاب الدين به حلب رخت كشيد و در زمان الظاهر غازى بن ايوب ، به سال 579 ، بدان شهر وارد شد و در مدرسهء حلاويه فرود آمد و به حلقهء درس شيخ آنجا ، شريف افتخار الدين ، در آمد و با فقهايى كه شاگردان او بودند به بحث پرداخت . در چند مسئله با آنان مناظره كرد و پيروز گرديد . شيخ افتخار الدين مقام و مرتبت علمى او را بشناخت و او را به خود نزديك ساخت . از اين زمان زبان فقها به
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 2 : 331 .
[ 2 ] طبقات صاعد : 86 .
[ 3 ] ابن خلكان 6 : 268 ، ابن ابى أصيبعة 2 : 167 ، عبر الذهبى 4 : 290 ، سير الذهبى 21 : 207 ، مرآة الجنان 3 : 434 ، النجوم الزاهرة 6 : 14 ، لسان الميزان 3 : 156 ، الشذرات 4 : 290 .