ابو سعيد اشجّ و نوح بن حبيب و جز آن دو از او روايت كردهاند و او از شعبة بن حجّاج روايت كرده . جماعتى از محدثان او را به دروغگويى متهم كردهاند و برخى نيز او را ضعيف شمردهاند .
از اوست : كتاب الغارات ، و كتاب الجمل ، و كتاب صفّين ، و كتاب مقتل حجر بن عدىّ ، و كتاب مقتل الحسين بن على ( ع ) و جز آنها . در سال 212 وفات كرد . .
1185 - نصر بن يوسف [ 1 ]
وى مصاحب كسائى بود ، نحوى بود و لغوى . از آثار اوست : كتاب خلق الانسان ، و كتاب الابل . در الفهرست ذكر او آمده است . .
1186 - نصر الله بن ابراهيم بن ابى نصر بن حسين [ 2 ]
وى از دينور بود ، سپس به بغداد معروف شد . حمّامى و معلّم بود . در سال 520 متولد شد . به نحو معرفتى نيك داشت . فاضل و اديب بود . از ابو الحسن بن عبد السلام و ابو محمد بن طرّاح و جز ايشان سماع حديث كرد . من بيش از اين از او نمىدانم . .
1187 - نصر الله بن عبد الله بن مخلوف [ 3 ]
اديب و فاضل و شاعرى توانا . در ماه ربيع الآخر سال 532 در اسكندريه متولد شد و در آنجا پرورش يافت . نزد ابو اطهر سلفى علم آموخت و از او سماع كرد . به يمن رفت و به سال 563 به عدن داخل شد . وزير ، ابو الفرج ياسر بن بلال را مدح گفت . سپس در سال 565 وارد صقليه شد و در آنجا براى قائد ابو القاسم بن حجر مديحه سرود و كتاب الزّهر الباسم فى اوصاف ابى القاسم را براى او تصنيف نمود . سپس صقليه را به قصد مصر ترك گفت . در سال 567 در عيذاب در گذشت . از اوست : [ 4 ]
هامش
[ 1 ] الفهرست : 72 ، بغية الوعاة 2 : 315 .
[ 2 ] بغية الوعاة 2 : 316 .
[ 3 ] الخريدة ( قسم مصر ) 1 : 145 ، كتاب الروضتين 1 : 205 ، ابن خلكان 5 : 385 ، سير الذهبى 20 : 546 ، مرآة الجنان 3 : 383 ، البداية و النهاية 12 : 269 ، حسن المحاضره 1 : 564 ، شذرات الذهب 4 : 224 .
[ 4 ] حاصل معنى : شراب دير ساله و ناب را ، همراه با رقص شاخهها در باغ ، از دست پريچهرهء نرگس چشم بياشام . شرابى كه گويا با آتشى كه در آب افروخته شده باشد غمازى مىكند . در جادوى چشمانش و بادهء آب دهانش صيد خردها و آفت جانهاست .