سوگند كمتر از نصيب غلام بنى مروان نيست و او را خريد . چون به خلافت نشست او را به يمن فرستاد تا اشتران مهرى بخرد و به عامل يمن نوشت كه بيست هزار دينار براى خريد اشتران به او دهد . نصيب بيست هزار را صرف شاد خواريها و لذتجوييهاى خود نمود . عامل يمن ماجرا به مهدى نوشت . مهدى فرمان داد كه او را فروگيرد و بند آهنين نهد و پس از آنكه مدتى در يمن محبوس بود او را به نزد او فرستد . چون بر مهدى داخل شد قصيدهء بلندى ، كه در مدح و جلب عطوفت او سروده بود ، بخواند . بدين مطلع :
تأوّبنى ثقل من القيد موجع * فارّق عينى و الخليّون هجّع
مهدى او را عفو كرد . او از مداحان آل برمك بود . در قصيدهاى گفته است : [ 1 ]
يا آل برمك ما رأينا مثلكم * ما منكم الّا اغرّ وهوب
و اذا بدا الفضل بن يحيى هبته * لجلاله انّ الجلال مهيب
.
1190 - نضر بن ابى نضر [ 2 ]
ابو مالك تميمى ، اعرابىاى بود از اهل باديه ، لغوى و شاعر . نزد رشيد آمد و مدح گفت و خدمت كرد . و از خواص فضل بن يحيى گرديد و در نزد او مرتبتى يافت . فصيح بود و شعرى نيكو داشت و نادره گويى مليح بود . خلفا و امرا را مدح گفت و به آنان تقرب نمود .
از جمله او را قصيدهاى است كه در رثاى يزيد حوراء مدنى سروده است ، بدين مطلع :
لم يمتّع من الشّباب يزيد * صارفى الترب و هو غصن جديد
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اى خاندان برمك همانند شما نديدهايم ، همهء شما شكوهمند و بخشندهايد . چون فضل بن يحيى آشكار شود هيبتش در تو گيرد ، آرى جلال و شوكت هيبتافزاى هستند .
[ 2 ] الاغانى 22 : 265 ، اشارة التعيين : 364 .