و كنت اعهده من قبل ذاك فتى * فقلت اين الذى بالأمس كان هنا
متى ترحّل عن هذا المكان متى * فاستجهلتنى و قالت لى و ما نطقت
قد كان ذاك و هذا بعد ذاك اتى * كان الغوانى يقلن يا اخى و لقد
صار الغوانى يقلن اليوم يا ابتا
.
1074 - محمد بن عبد الملك [ 1 ]
ابو عبد الله كلثومى نحوى ، از فضلاى بزرگ ، علّامه در نحو و لغت و حساب و معرفت ايام و انساب و نجوم . با جمعى از ادبا و شعرا به خوارزم وارد شد و اين موقعى بود كه ايشان در تنگنا افتاده بودند . در آنجا سروده است : [ 2 ]
تقول سعاد ما تغرّد طائر * على فنن الّا و انت كئيب
اجارتنا انّا غريبان هاهنا * و كل غريب للغريب نسيب
سقى الله ربعا بالعراق فانّه * الى و ان فارقته لحبيب
احنّ اليه من خراسان نازعا * و هيهات لو انّ المزار قريب
و انّ حنينا من خوارزم ينتهى * الى منتهى ارض العراق عجيب
هامش
[ 1 ] الوافى 4 : 36 ، بغية الوعاة 1 : 163 .
[ 2 ] حاصل معنى : هنگامى كه مرغى بر شاخسارى آواز مىخواند سعاد مىگويد اى مرغ تو هم محزون و محنت زدهاى . اى همسايه ، ما نيز چون تو در اينجا غريب هستيم و هر غريبى غريب ديگر را خويشاوند است .
خدا سيراب سازد زمين عراق را كه هر چند از آن دور شدهام باز هم محبوب من است . از خراسان جان و دلم مشتاق اوست دريغا كه ديدار نزديك نباشد و شگفت است كه فرياد اشتياق من از خوارزم به سرزمين عراق برسد .