تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧
به ابو عبيده نسبت دهند و آن كتاب امروز در دست ايشان است ولى من بر آنم كه مؤلف كتاب الخيل پدرش عبد الغفار بوده است . .

1073 - محمد بن عبد الملك بن زهر [ 1 ]

ابو بكر اندلسى اشبيلى . در اشبيليه متولد شد و در آنجا پرورش يافت و قرآن را از حفظ كرد و سماع حديث نمود و به ادب و لغت و ادب عرب روى آورد و در همهء آن علوم براعت يافت . شعر مىگفت و نيكو مىگفت . شعر ذو الرّمه را از بر داشت . در نظم موشحات ، كه در آن شاعران مغرب بر شاعران مشرق برترى دارند ، استادى توانا بود . هفت سال ملازم عبد الملك باجى بود و نزد او كتاب المدوّنه را در مذهب مالك قرائت كرد و از پدرش ابو مروان عبد الملك صناعت طب آموخت و در طبابت همدست او شد تا بر همهء اهل زمانش برترى يافت . در اواخر عهد دولت ملثمين در خدمت آنان بود . سپس به خدمت دولت موحدين بنى عبد المؤمن در آمد . در اوائل دولت الناصر محمد وفات كرد . در معالجت حذاقتى داشت كه كس همانند او نبود . مردى صحيح البنيه و نيرومند بود . به پيرى رسيد ولى در اعضاى او فتورى حاصل نگرديد جز آنكه در اواخر عمر به گوش گران شد . ابو مروان محمد بن احمد باجى گويد كه ابو بكر بن زهر دلير مردى بود . كمانى را كه صد و پنجاه رطل اشبيلى وزن داشت ، يا شانزده اوقيه ، مىكشيد . در بازى شطرنج مهارت داشت . در سال 507 متولد شد و در سال 595 در مراكش در گذشت . و گويند در اول سال 596 در مقابر شيوخ به خاك سپرده شد . نود سال عمر كرده بود . از شعر اوست : [ 2 ]
انى نظرت الى المرآة اذ جليت * فانكرت مقلتاى كلّ ما رأتا رأيت فيها شيخا لست اعرفه
هامش
[ 1 ] المطرب : 204 ، التكملة : 555 ، الذيل و التكملة 6 : 398 ، ابن خلكان 4 : 434 ، المغرب 1 : 266 ، ابن ابى أصيبعة 2 : 62 ، نفح الطيب 2 : 247 . [ 2 ] حاصل معنى : آنگاه كه آينه صافى بود در آن نگريستم . چشمانم كسى را كه در آن مىديدند نمىشناختند . شيخكى ديدم كه نمىشناختمش و پيش از اين در آنجا جوانى مىديدم . گفتم : آنكه ديروز در اينجا بود ، كجاست ، به كجا رفت ، از اينجا به كجا كوچ كرد . او مرا نشناخته گرفت و با زبان بى زبانى گفت : او اينجا بود و اين بعد از او آمد . خوبرويان زين پيش مرا برادر مىخواندند و امروز خوب‌رويانم پدر خطاب مىكنند .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1107 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى