تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1105

مساهمون:

ص١١٠٥
كرده آورده است . ميان او و ابن دريد كشاكش بود . وى در سال 329 وفات كرد . .

1068 - محمد بن عبد الله [ 1 ]

وى ابو الخير كنيه داشت . نابينا و از مرو بود ، فقيه و فاضل و اديب و لغوى و نحوى . از قفّال مروزى فقه آموخت و در نحو و لغت و ادب سر آمد شد . سمعانى گويد كه او از اصحاب رأى بود . سپس در زمرهء اصحاب حديث در آمد ، به سبب صحبت با امام ابو بكر قفّال . از او و از ابو نصر محمودى سماع حديث كرد . قاضى حافظ ابو منصور سمعانى از او روايت كرده . چون به خانه مىرفت فقها نزد او ادب مىخواندند و در بسته بود . و چون قفال به خانه نزديك مىشد و صداى پاى اسبش را مىشنيد به درون خانه مىرفت تا قفال صداى او را نشنود و اين به احترام استادش بود . ابو الخير در سال 423 وفات كرد . ابن مروزى معروف بود به مسعودى ، در نزد شافعيان . او را ابو عبد الله مىخواندند و يكى از ائمهء آنان بود . او را شرحى است بر مختصر مزنى [ 2 ] . از اوست : [ 3 ]
تنافى المال و العقل * فما بينهما شكل هما كالورد و النرجس * لا يحويهما فصل فعقل حيث لا مال * و مال حيث لا عقل
.

1069 - محمد بن عبد الله [ 4 ]

خطيب قلعهء فخريّه . ابو عبد الله معروف به خطيب اسكافى ، اديب و لغوى ، صاحب تصانيف نيكو ، يكى از اصحاب صاحب بن عبّاد . او از مردم اصفهان و خطيب رى بود . ابن عبّاد گويد : سه تن از مردم اصفهان در علم برترى يافتند . جولاهى و حلّاجى و كفشگرى ، جولاه ابو على مرزوقى بود و حلّاج ابو منصور ماشده و كفشگر ابو عبد الله خطيب . وى كتاب غلط كتاب العين را تصنيف كرده و كتاب الغرّه را كه متضمّن مقاديرى
هامش
[ 1 ] ابن خلكان 4 : 213 ، الوافى 3 : 328 ، بغية الوعاة 1 : 149 ، طبقات السبكى 4 : 171 ، طبقات ابن هداية الله : 137 . [ 2 ] م : مازنى . [ 3 ] حاصل معنى : عقل و مال به يك جاى گرد نيايند كه ميانشان همانندى نيست . آن دو چون نرگس و گل هستند كه در يك فصل نمىشكفند ، آنجا كه عقل هست مال نيست و آنجا كه مال هست عقل نيست . [ 4 ] الوافى 3 : 337 ، بغية الوعاة 1 : 149 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1105 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى