تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1102

مساهمون:

ص١١٠٢
اسماء و كنيه‌ها مذاكره مىكرد و مرا مبهوت حافظهء خود مىساخت . خوارزمى مدتى در حلب زيست . در نيشابور به سال 383 وفات كرد . ميان او و بديع الزمان همدانى مباحثات و مناظراتى بود . .

1063 - محمد بن [ عبد الله بن ] حمدان دلفى عجلى [ 1 ]

ابو الحسن نحوى ، از اصحاب ابو الحسن على رمّانى ، مردى فاضل و فرزانه بود . ديوان متنبى را شرح كرد . به سال 460 در مصر در گذشت . .

1064 - محمد بن عبد الله [ 2 ]

ابو الحسن ورّاق ، در سال 381 در گذشت . در طبقهء ابو طالب عبدى بود و شوى دختر ابو سعيد سيرافى . شرح مختصر الجرمى الاكبر از اوست . آن را الفصول فى نكت الاصول ناميده و شرح مختصر الجرمى الاصغر كه آن را هداية نام نهاده . و نيز كتاب العلل در نحو . گويند كه كتاب الفصول را ابو سعيد سيرافى بر او املا كرد و او آن را به خود نسبت داد . .

1065 - محمد بن عبد الله بن قادم [ 3 ]

ابو جعفر نحوى . او معلم فرزند سعيد بن قتيبهء باهلى بود . از اعيان اصحاب فرّاء . و ثعلب از او علم آموخت . از ابن قادم حكايت كرده‌اند كه گفت : اسحاق بن ابراهيم مصعبى روزى مرا به نزد خود احضار كرد و من نمىدانستم به چه سبب . چون نزديك مجلس شدم ميمون بن ابراهيم ، كاتبش بر ديوان رسايل ، با اضطراب تمام مرا استقبال كرد و آهسته گفت : اسحاق ، و به سرعت بازگشت . من بيمناك شدم . چون مقابل او قرار گرفتم مرا گفت : چگونه بايد گفت : هذا المال مال يا هذا المال مالا . من حال ميمون كاتب دريافتم و گفتم : وجه درست مال است ولى مالا هم مىتوان گفت . اسحاق روى به ميمون كرد و گفت آنچه وجه درست است در نوشته‌هاى خود بياور و ما را از هم اين جايز است و هم آن جايز است
هامش
[ 1 ] الوافى 3 : 329 ، بغية الوعاة 1 : 128 . [ 2 ] الوافى 3 : 329 ، بغية الوعاة 1 : 129 . [ 3 ] طبقات الزبيدى : 138 ، انباه الرواة 3 : 156 ، الوافى 3 : 295 ، بغية الوعاة 1 : 140 ، اشارة التعيين : 136 .