تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
ابو هاشم عبد السّلام بن محمد جبّائى هم رخت از اين جهان بكشيد و گفتند علم لغت و علم كلام مردند . هر دو را در مقبرهء خيزران به خاك سپردند . مرزبانى گويد : در عباسيه در جانب شرقى ، در پشت سوق السّلاح از شارع عام ، مدفون گرديدند . تنوخى نيز همين نظر را دارد . ولادتش در بصره بود ، در كوچهء صالح ، در خلافت معتصم به سال 223 . در بصره به فراگرفتن لغت و اشعار عرب پرداخت ، سپس از آنجا به عمان رفت و مدتى در آنجا اقامت گزيد . سپس به جزيرهء ابن عماره رخت كشيد . آنگاه به فارس شد و مدتى در آنجا درنگ كرد . آنگاه به بغداد آمد و در آنجا بماند تا بمرد . ابو بكر بن على گويد : ابو بكر بن دريد در بصره زاده شد و در عمان پرورش يافت و در جزاير بحر و بصره و فارس در طلب علم به سير و سفر پرداخت . پدرش از رؤساى صاحب جاه بود . چون سالش بالا گرفت به بغداد آمد و تا آخر عمر در آنجا زيست . از عبد الرحمن بن اخى الاصمعى و ابو حاتم سجستانى و ابو الفضل رياشى روايت كرده . وى رأس اهل اين علم بود . جماعتى از او روايت كرده‌اند : چون ابو سعيد سيرافى و ابو عبد الله مرزبانى و ابو الفرج على بن حسين اصفهانى . از او شعر بسيار باقى مانده . او از اخبار و اشعار عرب چيزهايى نقل كرده كه ديگران به آنها نپرداخته‌اند . ابو الطيب لغوى در كتاب مراتب النحويين گويد : ابن دريد كسى است كه لغت بصريان به او منتهى مىشود . علم و شعر در يك سينه جاى نگرفتند مگر در سينهء خلف احمر و ابن دريد . وى مدت شصت سال در علم رياست داشت . ابن دريد شاعرترين عالمان و عالم‌ترين شاعران بود . خطيب گويد كه ابن دريد مىگفت : نخستين كسى از پدران من كه اسلام آورد حمامى بود و او در زمرهء هفتاد تن سوارى بود كه با عمرو بن العاص از عمان به مدينه رفتند ، هنگامى كه خبر وفات رسول الله ( ص ) را شنيدند . از ابن دريد نقل كرده‌اند كه عم من حسين بن دريد تربيت مرا بر عهده داشت و هر وقت كه مىخواست غذا بخورد ابو عثمان اشناندانى را نيز دعوت مىكرد كه با او بر سفره نشيند . روزى عم من داخل شد و ابو عثمان قصيدهء حارث بن حلّزه را كه در آغاز آن گويد : آذنتنى ببينها اسماء به من درس مىداد . عم من گفت : اگر اين قصيده را حفظ كنى به تو چه و چه خواهم بخشيد ، سپس معلم را فرا خواند تا با او غذا بخورد . آنها ساعتى بعد از غذا به گفتگو نشستند . تا معلم بازگردد من همهء ديوان حارث بن حلّزه را از بر كرده