و اين آخرين چيزى است كه از تاريخ خطيب ابو بكر نقل كردهام .
عبد الله بن احمد بن جعفر فرغانى در كتاب خود معروف به كتاب الصّلة گويد : و اين كتاب دنبالهء تاريخ ابو جعفر طبرى است . كه جمعى از شاگردان طبرى ايام حياتش را ، از آن وقت كه به تكليف رسيده بود تا زمانى كه در سن هشتاد و ششسالگى وفات كرده بود ، حساب كردند و بر صفحات تأليفاتش تقسيم كردند هر روز چهارده ورقه بود و اين چيزى است كه براى آفريدهاى جز به حسن عنايت پروردگار ميسر نمىشود . از تصنيف كتاب تاريخ در ماه ربيع الآخر سال 303 فراغت يافت و وقايع را تا سال 302 در كتاب خود آورده بود .
بر جزئى از كتاب تفسير ابن جرير به خط فرغانى نوشته ديدم و آن را به همان صورت كه هست نقل مىكنم : اى على بن عمران تو را اجازت دادم و نيز ابراهيم بن محمد را كه آنچه را از ابو جعفر طبرى ( رحمه الله ) از تفسير مسمّى به جامع البيان عن تأويل آى القرآن و كتاب تاريخ الرسل و الانبياء و الملوك و الخلفاء و كتاب تاريخ رجال موسوم به ذيل المذيّل و كتاب القراءات و تنزيل القرآن و كتاب لطيف القول و خفيفه فى شرايع الاسلام و آنچه از كتاب التهذيب من مسند العشره و مسند ابن عباس تا حديث معراج و كتاب آداب القضاة و المحاضر و السّجلات و كتاب اختلاف علماء الامصار شنيدهام از من روايت كنيد . نوشت اين را عبد الله بن احمد فرغانى به خط خود ، در ماه شعبان سال 336 .
ابو الحسن على اهوازى مقرى در كتاب الاقناع گويد : ابو جعفر طبرى به فقه و حديث و تفاسير و نحو و لغت و عروض عالم بود و در همهء آنها تأليفاتى دارد كه بر آثار امثال و اقران برترى يافته . او را در قراءات كتاب جليلى است در دوازده مجلد كه من آن را ديدهام .
در آن همهء قراءات را از مشهور و شواذ آورده و شرح كرده است .
و آوردهاند كه طبرى با اسحاق بن خزيمه و محمد بن نصر مروزى و محمد بن هارون رويانى همسفر شده رهسپار مصر گشتند . در آنجا فقير شدند و براى خوردن هيچ نداشتند . شبى گفتند : بياييد قرعه بزنيم ، قرعه به نام هركس افتاد به گدايى رود تا براى دوستانش نانى فراچنگ آرد . قرعه به نام محمد بن اسحاق بن خزيمه افتاد . به ياران خود گفت : مرا مهلت دهيد تا وضو سازم و نمازى بگزارم . پس در نماز شد ، به ناگاه نور چند
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1060
مساهمون: ياقوت الحموي
ص١٠٦٠