تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1052

مساهمون:

ص١٠٥٢
جهت تصحيح قرائت كرد . و من يقين دارم و به خداى تعالى قسم مىخورم كه از اين كتاب نسخه‌اى صحيح‌تر و خوش‌خطتر ، جز آنچه به خط اوست ، باقى نمانده و امروز به رسم امانت در خزانهء كتب جامع قديم به صورت وقف بر مسلمانان موجود است . هر كه بخواهد صدق ادعاى مرا دريابد آن را مطالعه كند . حديثى از او نشنيده‌ام . مؤلّف گويد : از آثار بحّاثى چيزى جز شرح ديوان ابو عبادهء بحترى نديده‌ام و به حقيقت مىگويم كه اين شرح ابتكار اوست زيرا شرحى بر اين ديوان نديده‌ام ، و نشنيده‌ام كه كسى متعرض آن شده باشد . وقتى شرح ديوان ابو عباده بحترى را مطالعه كردم و در آن تأمّل نمودم ديدم دريايى از علم و خرد است . شروحى كه بر ديوانهاى ابو تمّام و متنبّى و غير ايشان نوشته ، صاحب قرائح را به درك شعر آنان يارى مىرسانند ولى من چنين شروحى بر ديوان بحترى نديده‌ام جز كتاب عبث الوليد ابو العلاء معرى و كتاب الموازنهء آمدى . در هجو كسى كه خالى بر چهره داشت سروده است : [ 1 ]
ابو طاهر فى الشّؤم و اللّؤم غاية * بعيد عن الاسلام و العقل و الدّين على وجهه خال قريب من انفه * كمثل ذباب واقع فوق سرقين
محمد بن محمود نيشابورى در كتاب سرّ السرور گويد : شعر بحّاثى اندكى بيش از بيست هزار بيت است كه در بيست مجلد جمع آمده و من از ميان آنها اشعارى برگزيده‌ام ، از جمله اين ابيات : [ 2 ]
بابى من عند لثمى * زاد فى عشقى بشتمه و مضى يبكي و يمحو * اثر اللّثم بكمّه
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : ابو طاهر در شومى و لئامت به نهايت رسيده ، از اسلام و عقل و دين به دور است . روى صورتش نزديك بينيش خالى است مانند مگسى كه روى سرگينى نشسته باشد . [ 2 ] حاصل معنى : پدرم فداى آنكه هنگامى كه مىبوسمش دشنامش بر عشقم مىافزايد . گريان مىرفت و با آستين نشان بوسه را از چهره‌اش مىزدود .