1002 - محمد بن اسحاق بن على بن داود [ 1 ]
ابو جعفر قاضى زوزنى بحّاثى . عبد الغافر بن اسماعيل بن عبد الغافر فارسى از او ياد كرده و گفته است كه در سال 463 در غزنه وفات كرده . وى يكى از فضلاى معروف و شاعران اندك شعر است . صاحب تصانيف عجيب و مفيد ، در جدّ و هزل . بر اهل زمان خود در ظرافت و فضل برترى داشت . بر اهل سنت تعصب مىورزيد و از خادمان مخصوص بيت موفّق بود . در نزد ائمه و بزرگان ، گاه به سبب فضلش و گاه به سبب در امان ماندنشان از نيش زبانش ، محترم بود . ابو جعفر قاضى در هجا ، چه در نظم و چه در نثر ، شيوهاى بىسابقه داشت . هيچكس از ائمه و فقها و ديگر اصناف مردم نبود مگر اينكه او را هجو كرده بود .
عبد الغافر گويد كه وى دوست پدرم بود . بسا شبها را در نزد او به سر مىآورد و هر طعامى كه دوست مىداشت به پدرم پيشنهاد مىكرد تا برايش مهيا سازد . شنيدم كه از او حكاياتى نقل مىكرد كه درخور علما و افاضل نبود ولى همگان مجبور بودند كه او را ، تا از شر زبانش در امان مانند ، تحمل كنند . قاضى مىگفت هرگز چشمم به كسى نيفتاده تا نخست پيش از آنكه با او سخنى بگويم در انديشهء هجو او باشم . و مىگفت : هيچكس از هجاى من نرست مگر قاضى امام صاعد بن محمد ( رحمه الله ) زيرا بارها در دلم افتاد كه هجوش كنم ولى تا در حسن عبادت و كمال فضل و سيرت مرضىّ او تأمل مىكردم شرمم مىآمد كه سخن هجو بر زبانم جارى گردد .
قاضى در مدرسهء سيورى در باب عزره [ 2 ] مىزيست . جمعى از ائمه ، كه در آن زمان در آن مدرسه آمد و شد داشتند ، گرفتار هجاى او شدند و ميانشان كشاكشها و ماجراها درگرفت كه ذكر آنها به طول مىانجامد . با اين همه شعرى و الا داشت و قصايد غرايى كه در مدح بزرگان سروده است مشهور است و نيز غزلهاى لطيفش بر سر زبانهاست . خطى خوش و خوانا و صحيح داشت . نسخهاى از كتاب يتيمة الدّهر ابو منصور ثعالبى را به خط مليح او ديدم كه در پنج جلد بود و به سى دينار نيشابورى فروخته شد و بيش از اين مىارزيد . و نيز نسخهاى از غريب الحديث ابو سليمان خطّابى نوشت و آن را نزد جد من شيخ عبد الغافر بن محمد فارسى خواند . و نيز نزد حاكم امام ابو سعد بن دوست آن را از
هامش
[ 1 ] انباه الرّواة 3 : 66 ، المحمدون : 134 ، الوافى 2 : 197 ، اللباب : البحاثى ، تتمة اليتيمة 2 : 30 - 32 ، السياق ( المنتخب الثانى ، الورقة 12 / أ ) .
[ 2 ] عذراء