خواه و ناخواه قبول كردم . چون به مفصّل [ 1 ] رسيدم اجازت داد كه هر روز يك سورهء كامل بخوانم . غلامانم را به تجارت مىفرستادم و خود ، يك سال و پنج ماه ، بر اين كار مداومت كردم تا قرآن به پايان بردم . در اواخر قرآن ، مقرى به شاگردانش ماجراى من بگفت و گفت كه هر روز يك مثقال نقره از من مىگرفته و مقصودش شناخت آزمندى من به آموختن بوده و هر چه از من گرفته بود به من بازداد . من از بازستدن امتناع كردم ، به خشم آمد و من آن سيمها برگرفتم و از آن شهر بيرون آمدم . .
989 - محمد بن احمد ابيوردى كوفنى [ 2 ]
يكى از قرّاء ابيورد . كنيهاش ابو المظفر بود ، نسب به بنى اميه مىرساند . نسب نامهء او را در تاريخى كه منوچهر بن اسفرسيان بن منوچهر گردآورده است يافتهام . در اين كتاب آمده است كه ابو المظفر از ابيورد بود . او در بغداد در خدمت مؤيد الملك بن نظام الملك بود .
چون مؤيد الملك با عميد الدولة بن جهير دشمنى ورزيد او را الزام كرد كه هجوش كند . او نيز هجو نمود . عميد الدوله نزد خليفه سعايت كرد كه ابو المظفر تو را هجو كرده و فرمانرواى مصر را ستوده است . خليفه خونش را مباح كرد و او به همدان گريخت . گويند نسب نامهاى ، كه او را به ابو سفيان مىرساند ، جعل كرد تا مگر آن اتهام كه فرمانرواى مصر را مدح كرده است از خود دور سازد . او در نامههايش المعاوى مىنوشت ، يعنى معاويهاى . وى مردى فاضل در عربيت و علوم ادبى و انساب بود . ابو المظفر ابيوردى مردى متكبر و خودخواه بود . سنقر كفجك خبر او را شنيد و خواست او را طغرانويس ملك احمد گرداند . ولى احمد درگذشت و او در بدترين حالات خود را به اصفهان رسانيد . مدتى را در اصفهان به تعليم فرزندان زين الملك برسق گذرانيد . سپس سنقر كفجك به سلطان محمد شرح حال او بگفت و سلطان او را ولايت بر اشراف اصفهان داد .
و او با خطير و ابو اسماعيل و معين و شرف الدين بر سلطان داخل مىشد . در روز پنجشنبهء بيستم ماه ربيع الاول سال 507 ، به مرگ ناگهانى ، بمرد . ابن منده چنين روايت
هامش
[ 1 ] از سورهء حجرات تا آخر قرآن را مفصّل گويند .
[ 2 ] انباه الرواة 3 : 49 ، المنتظم 9 : 176 ، معجم البلدان ( ابيورد ) ، ابن خلكان 4 : 444 ، عبر الذهبى 4 : 14 ، سير الذهبى 19 : 283 ، تذكرة الحفاظ : 1241 ، الوافى 2 : 91 ، مرآة الزمان 29 ، مرآة الجنان 3 : 196 ، طبقات السبكى 6 : 81 ، البداية و النهاية 12 : 176 ، النجوم الزاهرة 5 : 206 ، بغية الوعاة 1 : 40 ، الشذرات 4 : 18 .