تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
جمادى الاولى سال 460 در واسط بودم . از او پرسيدم سبب چيست كه از ايكه او را ابن بشران بگويند اجتناب مىكند و حال آنكه بدين نام مشهور است ؟ گفت : ابن بشران جدّ مادرى من است و او پسرعم ابن بشران محدث است كه در بغداد مىزيست . از سال ولادتش پرسيدم . گفت : 380 . نيز گويند نام او محمد بن احمد بن سهل بود معروف به ابن خاله . اصل او از نهر سابس بود . به خال خود ابن بشران انتساب داشت كه از مردان نامدار بود . به واسط آمد و با ابن جلّاب و ابن دينار دوستى كرد و كتاب سيبويه را نزد ابن كروان خواند و به حلقهء درس ابو اسحاق رفاعى دوست و مصاحب سيرافى پيوست . گويد كه در نزد او هزار ديوان از اشعار عرب را خواندم . با اين همه دانش كس از او سودى نبرد و شاگردى تربيت ننمود . وى معتزلى بود . ابن بشران را كتابهاى نيكو بسيار بود . آنها را بر مشهد ابو بكر صدّيق وقف نمود . او را از مقدمهء لشكر و مقدمهء كتاب پرسيدند گفت : مقدّمهء لشكر بدون خلاف به كسر دال است و مقدّمهء كتاب را دو وجه است به كسر دال و فتح آن . .

984 - محمد بن احمد بن على بن محمد بارودى [ 1 ]

ابو يعقوب نحوى . احمد بن محمد بن مرزوق انماطى مصرى گويد : در روز چهارشنبه ، بيست و هفت شب از ربيع الآخر سال 449 گذشته ، وفات كرد . .

985 - محمد بن احمد بن محمد صفار [ 2 ]

ابو بكر ، اديب اصفهانى . يحيى بن عبد الوهاب بن منده از او ياد كرده و گفته است : به حلقات سماع حديث آمد و شد داشت . زمانى مردم را موعظه مىكرد . سپس به تحصيل علم پرداخت تا وفات يافت . اديب و فاضل و فرزانه در ادب و خوش‌خوى و اهل خير بود . در ماه ربيع الاول سال 470 درگذشت . .

986 - محمد بن احمد معمورى بيهقى [ 3 ]

اديب و فيلسوف . در سال 485 كشته شد . بيهقى در كتاب الوشاح چنين گويد . و گويد از
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 1 : 36 ( از ياقوت ) [ 2 ] انباه الرواة 3 : 47 . [ 3 ] الوافى 2 : 75 .