تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1025

مساهمون:

ص١٠٢٥

979 - محمد بن احمد بن محمد بن اشرس [ 1 ]

ابو الفتح نحوى و لغوى ، اديب ، فاضل و شاعر ، از مردم نيشابور . او از شاگردان ابو بكر محمد بن عباس خوارزمى در نيشابور بود . به بغداد شد و در آنجا با جماعتى از اصحاب ابو على فارسى چون ربعى على بن عيسى و ابو الحسن سمسمى و جز آن دو ديدار كرد . باخرزى در كتاب خود نام او آورده است و گويد قاضى ابو جعفر بحّاثى حكايت كرد از حاكم ابو سعد بن دوست ، كه ابو الفتح بن اشرس از ناحيهء رخ بود ، در نيشابور درس مىداد و نزد ابو بكر خوارزمى آمد و شد داشت . سپس رهسپار بغداد شد و گويد كه دو نامه به خط او ديدم كه به يكى از دوستانش نوشته بود و در آن نوشته بود كه امروز در خراسان كسى نيست كه بتواند فصيح الكلام ثعلب و الفاظ الكتبهء عبد الرحمن بن عيسى را درس بدهد و حال آنكه در آن هنگام ابو بكر خوارزمى زنده بود و همگان را به فضل او اعتراف بود . ابو الفتح در سال 415 زنده بوده و وفاتش از سال 420 در نگذشته است . .

980 - محمد بن احمد بن محمد [ 2 ]

ابو سعد عميدى ، اديب ، نحوى ، لغوى ، مصنف ساكن مصر . ابو اسحاق حبّال گويد : ابو سعد عميدى مردى اديب بود . در روز جمعهء پنجم ماه جمادىالآخرهء سال 433 وفات كرد . عميدى متصدى ديوان ترتيب بود . ولى چنان كه رودبارى گويد : در سال 413 در ايام ظاهر از آن عزل شد و ابن معشر جاى او بگرفت . سپس در ايام مستنصر ديوان انشا را بر عهده گرفت و به جاى ولى الدولة بن خيران كاتب در ماه صفر سال 432 به به كار پرداخت . در جمادىالآخرهء سال 436 اين كار بر ابو الفرج ذهلى قرار گرفت . او را در ادب تصانيفى است چون كتاب تنقيح البلاغة در ده مجلد و من اين كتاب را در دمشق در كتابخانهء الملك المعظم ( خلد الله دولته ) ديده‌ام . خطش بر روى آن بود . آن كتاب در شعبان سال 431 بر او خوانده شده بود . و كتاب الارشاد الى حل المنظوم و الهداية الى نظم المنثور ، كتاب انتزاعات القرآن ، كتاب العروض و كتاب القوافى كه كتابى بزرگ است .
هامش
[ 1 ] الوافى 2 : 117 ، بغية الوعاة 1 : 41 ، دمية القصر 3 : 1502 ، انباه الرواة 4 : 148 - 151 . [ 2 ] انباه الرواة 3 : 46 ، الوافى 2 : 75 ، بغية الوعاة 1 : 47 ، المقفّى 5 : 294 .