اسماعيل بن على خطيبى در كتاب التاريخ گويد كه در بغداد كار مردى شهرت يافت كه به ابن شنبوذ معروف بود . مردم را قرآن مىآموخت و در محراب قرآن مىخواند با كلمات مخالف مصحفى كه از ابن مسعود و ابىّ بن كعب و جز آن دو روايت شده و به قرائتى پيش از آنكه عثمان قرآن را گردآورد . كارش بالا گرفت و مخالفان سر برداشتند و او را از خواندن قرآن بدان شيوه منع كردند . سلطان كسانى را فرستاد تا او را در سال 323 گرفتند و به سراى وزير ، محمد بن مقله ، بردند و فقها و قضات و قراء را حاضر آوردند تا در حضرت وزير با او مناظره كنند . وزير از او خواست كه دست از اين كار بردارد و قرآن را به همان شيوه كه عثمان گردآورده است بخواند . او سر فرود نياورد و قول حاضران مجلس را انكار كرد . پس فرمان عقوبتش صادر شد . امر شد كه او را برهنه كنند و در بازار خبازان نگاه دارند و بر پشتش تازيانه زنند . چون شمار تازيانهها به ده رسيد طاقت تحمل نداشت ، استغاثه كرد و قول داد كه از عقيدهء خود بازگردد . از زدن بازايستادند و جامههايش را به او دادند و توبهنامه نوشتند ، او نيز به خط خود تصديق كرد . او در آن حال ابن مقله را نفرين كرد كه دستش بريده شود و دعايش مستجاب شد .
مؤلف گويد : اين اتفاق عجيبى است اگر راست باشد . محمد بن اسحاق نديم ذكر او آورده است و گويد مردى ديندار بود ولى از بلاهت خالى نبود . در حضور ابو على بن مقله از او سؤال كردند . او اعتراف كرد و انكار ننمود . ابن شنبوذ در آيهء اذا نودى للصلاة من يوم الجمعة به جاى فاسعوا مىگفت : فامضوا ( جمعه : 9 ) و در آيهء 79 سورهء كهف يأخذ كلّ سفينة غصبا كلّ سفينة صالحة قرائت مىكرد و از اين قبيل .
از آثار اوست : كتاب ما خالف فيه ابن كثير ابا عمرو ، كتاب قرائت على عليه الصلاة و السلام ، كتاب اختلاف القرّاء ، كتاب شواذّ القراءات ، كتاب انفرادات .
حكايت ابن شنبوذ و توبه كردن او در كتابى هم ، كه قاضى ابو يوسف عبد السلام قزوينى به نام افواج القراء نوشته ، آمده است . در آنجا متن توبهنامه و نام شهود نيز ذكر شده . .
970 - محمد بن احمد بن ابراهيم شنبوذى [ 1 ]
ابو الفرج مقرى ، معروف به غلام ابن شنبوذ . در سال 387 يا 388 وفات كرد . ولادتش در
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 1 : 271 ، طبقات ابن الجزرى 2 : 50 ، الوافى 2 : 39 .