از بشر بن موسى اسدى و محمد بن يونس كديمى و ابو العيناء و ثعلب و مبرّد و جز ايشان فراگرفت . ابو سعيد سكّرى را ديد و اشعار دزدان را ، كه او ساخته بود ، نزد او خواند .
ابو عبد الله خالع شاعر آن اشعار را از او شنيد . در آخر عمر فالج شد . در دار القطن ، از محلات غربى دار السلام . بغداد ، مىزيست و باقى عمرش به خوشى گذشت .
خالع گويد كه براى ما حكايت كرد كه در آغاز كارگزار وزير ، على بن عيسى بن جرّاح ، بودم . چون از بغداد تبعيدش كردند همراه او شدم و چون به بغداد بازگشت من نيز به بغداد بازگشتم . در راه بر يكى از امراى شام فرود آمديم او ماهىاى از سيم ، كه وزن آن افزون بر پنج هزار درهم بود و مرصّع به جواهر ، به على بن عيسى داد . اين ماهى جاى بخور و عطريات بود . على بن عيسى بنا بر عادت خود آن را نپذيرفت . من ماهى را نزد صاحبش بردم و او آن را به من بخشيد . من جرئت گرفتن آن نداشتم مگر آنگاه كه على بن عيسى مرا اجازت داد و اين سبب نيكو شدن حال من گرديد .
خالع گويد : ابو سهل از علم بهرهاى نيكو داشت . قرآن را از حفظ داشت و قراءات را مىشناخت و روايت مىكرد و بر بخشى از لغات آگاه بود و نحو مىدانست و شعر بسيار از برداشت و خود نيز شعر مىگفت . شيعهء امامى بود و بر آن تظاهر مىكرد ولى در اصول بر مذهب جبرى بود . فرزند ذكور از او باقى نماند . دخترى داشت كه تا سال 40 زنده بود و كتابهاى او را فروخت . شعر ابو سهل بسيار است ولى سست و عارى از ملاحت . .
973 - محمد بن احمد فسوى [ 1 ]
ابو عبد الله ، معروف به خاطف . يار و مصاحب ابو بكر بن سرّاج . از ابن دريد و جز او روايت كرده است . .
974 - محمد بن احمد بيرونى خوارزمى [ 2 ]
ابو ريحان ، معنى بيرونى برّانى است زيرا بيرون در فارسى به معنى برّ است . از يكى از فضلا معنى بيرونى را پرسيدم ، گفت : اقامتش در خوارزم اندك بوده و اهل خوارزم غريب
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 1 : 50 ( از ياقوت ) .
[ 2 ] الموسوعة الاسلامية ( الطبعة الثانية ) 1 : 1236 - 1238 ، عيون الانباء 2 : 20 ، نزهة الارواح 2 : 85 - 89 ، البيهقى : 72 ، بغية الوعاة 1 : 50 .