تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
كتاب نيشابور حاكم بود . .

949 - محمد بن ابراهيم بن حسين بن محمد بن دادا [ 1 ]

از مردم جربادقان بود . ابو جعفر كنيه داشت . احمد بن صالح بن شافع در تاريخ خود ذكر او آورده است و گويد در يازدهم ذوالحجهء سال 549 وفات كرد و در وصف او گويد : رفيق ما فقيه ، محدث ، نحوى ، اديب ، لغوى ، آگاه به تقسيم مواريث ، كاتب و عفيف ، هنگامى كه وفات كرد شيخ ما ابو الفضل بن ناصر بر او نماز خواند و در گورى كه ابو النجيب ، در خارج توثه ، ترتيب داده بود به خاك سپرده شد . ما هر دو با يكديگر سماع علم مىكرديم و من در زهد و علم و فرزانگى همتاى او نديده‌ام . در سال 540 به بغداد آمد و ما با يكديگر دوست و مصاحب شديم . كتابهايى در مواريث و جز آن تصنيف كرده است . وى شافعى مذهب بود . اگر مىماند صدر آفاق مىشد . مرگ او مرا ناتوان ساخت و دورى او مرا متأثر نمود . ما پاداش مصيبت خود را از خداى مىطلبيم . .

950 - محمد بن ابراهيم بن خلف لخمى [ 2 ]

ابو عبد الله اديب . معروف به ابن زرّوقة . ابن بشكوال گويد : از اهل ادب بود و در طلب آن از قديم سعى فراوان داشت و بدان مشهور بود . شعرش نيكو بود . او را در ادب و اخبار دو كتاب است . ابن خزرج گويد كه هر دو كتاب را نزد او خوانده است . از شيوخ اوست ابو نصر نحوى و ابن ابى الحباب و غير آن دو . در حدود سال 435 ، در شصت و هفت‌سالگى ، وفات كرد . .

951 - محمد بن ابراهيم بن احمد بيهقى [ 3 ]

ابو سعيد كنيه داشت . عبد الغافر گويد : مردى فاضل و متدين بود و حسن العقيده . در لغت كتابهايى تأليف كرد . از آن جمله است : كتاب الهداية و كتاب الغيبة . از مشايخ نيشابور
هامش
[ 1 ] سير الذهبى 20 : 231 ، الوافى 1 : 347 ، بغية الوعاة 1 : 10 ، الشذرات 4 : 154 . [ 2 ] انباه الرواة 3 : 62 ، الوافى 1 : 356 ، الصلة لابن بشكوال : 498 . [ 3 ] ياقوت از عبد الغافر فارسى روايت كرده و در منتخب شرح حالى از بيهقى نيافتم .