چون امام شيخ الاسلام صابونى و امام ناصر مروزى سماع حديث كرد . .
952 - محمد بن ابراهيم بن داود [ 1 ]
ابو جعفر اردستانى ( اردستان شهركى است از نواحى اصفهان ) ، اديب و فاضل بود . از احمد بن عبد الله نهرديرى و احمد بن محمد بن عباس اسفاطى بصرى حديث مىكرد .
احمد بن محمد حداد و جز او در اصفهان از او نوشتهاند . يحيى بن منده ذكر او آورده است . در ماه ذوالقعدهء سال 415 درگذشت . .
953 - محمد بن احمد بن عبد الله بن عبد الصمد [ 2 ]
او نسب به عبد الله بن عباس مىرساند . مرزبانى گويد : وى احمد بن محمد است و در سال 250 كشته شده ، در ايام خلافت المستعين بالله . ابو العباس كنيه داشت و ملقب بود به ابو العبر .
جحظه گويد : كسى را نديدهام كه بيش از او شعر و نثر نيكو از بر داشته باشد و در دنيا صناعتى نبود كه از آن آگاه نباشد تا آنجا كه او را ديدم خمير كرده و نان مىپخت . پدرش احمد ملقب بود به الحامض . او نيز اديب و حافظ بود و خوشسخن . در قصر ابن هبيرة به قتل رسيد . از آنجا به طلب روزى بيرون آمد . جماعتى از شيعه شنيده بودند كه در منقصت على ( ع ) سخن گفته . او را از بالاى بامى فرو انداختند و كشتند . او بر سر آن بام شب خفته بود . در همان سال كه ذكر كرديم .
ابو الفرج اصفهانى در اغانى از محمد بن احمد ياد كرده و گويد : پدرش احمد ، حمدون حامض لقب داشت . پنج سال از خلافت رشيد گذشته بود كه زاده شد . با رشيد در سال 170 بيعت شد . تا ايام المستعين بالله بزيست . در آغاز شعرش همه جد بود و سپس به هزل گراييد و از اين راه بازارش رواج يافت و از راه شعر مالى فراهم ساخت كه ديگر شاعران به دست نياوردند .
محمد بن اسحاق نديم گويد از آثار اوست : كتاب جامع الحماقات و حاوى الرقاعات و
هامش
[ 1 ] معجم البلدان ( اردستان ) .
[ 2 ] الوافى 2 : 41 ، الزركشى : 266 ، تاريخ بغداد 5 : 40 ، اشعار اولاد الخلفاء : 333 ، الاغانى 23 : 76 ، طبقات ابن المعتز :
342 ، الفهرست : 169 ، الفوات 3 : 298 ، تاج العروس ( عبر )