941 - محسّن بن حسين بن على بن كوجك [ 1 ]
ابو القاسم كنيه داشت . مردى فاضل بود . كارش وراقى بود ، شعر نيز مىگفت . خطش مرغوب و معروف بود ، به خط طبرى شباهت داشت . ابو محمد احمد بن حسين رودبارى در تاريخ خود ، كه در مصر تأليف كرده ، گويد : در شوال سال 416 ابو القاسم محسّن بن حسين عبسى ورّاق اديب وفات كرد . از ابو مسلم محمد بن احمد بن حنزابه علم آموخت .
برادرش على بن حسين نيز با او در تعلّم شريك بود . پدرش نيز اهل فضل بود و شعر مىسرود . در كتاب الشام خواندم كه محسّن بن على بن كوجك ، ابو عبد الله كنيه داشت و از اهل ادب بود ، در صيدا حكايات پراكندهاى از ابن خالويه نقل مىكرد . در سال 394 در صيدا درس مىگفت .
ابو نصر بن طلاب گويد : ميان استاد و مردى خلاف افتاده بود ، بعد از دوستى و مودت استوار . اين مرد را ابو المنتصر مبارك كاتب مىگفتند . استاد او را در اشعار خود فراوان هجو كرد . سپس همهء اشعار هجويه را در كتابى گردآورد و بر پشت آن نوشت : [ 2 ]
هذا جزاء صديق * لم يرع حق الصّداقه
سعى على دم حرّ * محرّم فاراقه .
942 - محسّن بن على بن محمد بن داود [ 3 ]
قاضى ابو على تنوخى . از پدرش على بن محمد و پسرش على بن محسّن در جاى خود ياد كردهايم . ابو على پانزده روز باقى مانده از محرم سال 384 در گذشت . ولادتش در سال 329 بود ، در بصره ، و وفاتش در بغداد . از تصانيف اوست : كتاب الفرج بعد الشدّة ، در سه مجلد و كتاب نشوار المحاضره ، كه شرط كرده كه چيزى را كه از كتاب ديگر نقل مىكند بر عهده نگيرد . اين كتاب در يازده مجلد است و هر جلد با خطبهاى آغاز مىشود .
غرس النعمه گويد كه ابو على محسّن كتاب نشوار المحاضره را در بيست سال نوشت و آغاز آن سال 360 بود . غرس النعمه ذيلى بر آن نوشته به نام كتاب الربيع و گويد كه آن
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 3 : 273 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، مختصر ابن منظور 24 : 110 .
[ 2 ] اين است جزاى دوستى كه حق دوستى را پاس نداشت و كوشيد تا خون آزاد مرد محترمى را بريزد .
[ 3 ] اليتيمه 2 : 346 ، تاريخ بغداد 13 : 155 ، المنتظم 7 : 178 ، ابن خلكان 4 : 159 ، سير الذهبى : 16 : 524 ، عبر الذهبى 3 : 27 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، النجوم الزاهرة 4 : 168 ، الجواهر المضيئة 3 : 422 ، الشذرات 3 : 112 ، بنگريد به مقدمهء نشوار المحاضره ، الفرج بعد الشدّة .