تأليفاتى است در علوم اوائل . وى صاحب كتابخانهء بسيار بزرگى بود . .
937 - مجالد بن سعيد بن عمير همدانى [ 1 ]
از شعبى بسيار روايت كرده و هيثم بن عدىّ از او . در سال 141 وفات كرد . او راويهء اخبار و انساب و اشعار بود ولى اصحاب حديث او را ضعيف دانند . .
938 - مجاهد بن جبر قارى [ 2 ]
بعضى گويند مجاهد بن جبير از موالى عبد الله بن سائب . بعضى گويند از موالى قيس بن سائب مخزومى ، از بزرگان تابعين كنيهاش ابو الحجّاج بود . به سال 104 يا در سال 103 ، در سن هشتاد و سهسالگى ، وفات كرد . از ابن عباس و جابر و ابو هريرة و ابو سعيد خدرى و ابو ريحانه و عبد الله بن عمر و جز ايشان روايت كرده . قرائت را از عبد الله بن عباس و عبد الله بن ابى ليلى فرا گرفته و نزد على بن ابى طالب ( ع ) و ابىّ بن كعب نيز قرآن خوانده و اعمش و ليث بن ابى سليم و حكم و منصور بن نجيح و جز ايشان از او روايت كردهاند .
مجاهد گويد : قرآن را سى بار نزد ابن عباس از بر خواندم و نيز گويد : با ابن عمر در سفر مصاحب بودم . هرگاه كه مىخواستم سوار شوم مىآمد و ركاب مرا مىگرفت و چون سوار مىشدم لباس مرا كه آشفته شده بود مرتب مىكرد . يك بار به قصد اين كار آمد ، من اظهار كراهت كردم . گفت : مجاهد ، تو تنگ حوصله شدهاى . همهء اين مطالب را از امالى ابو بكر محمد بن منصور سمعانى نقل كردم .
ابو سعد از مجاهد حكايت كرده كه جوانى از بنى اسرائيل دامى در مكانى دور از راه نصب كرد . گنجشكى آمد و كمى دور تر از آن بر زمين نشست و دام را گفت : چرا دور از همگان نشستهاى ؟ گفت : از شر و فساد مردم دورى كردهام . گفت : سبب چيست كه اينگونه لاغر شدهاى ؟ گفت : به سبب عبادت . گفت : اين دانهها چيست ؟ گفت : چيزى است براى مسكينى يا ابن سبيلى : گفت : من مسكين و ابن سبيل هستم . گفت : پس
هامش
[ 1 ] الوافى للصفدى ( خ ) در آنجا از ياقوت نقل شده كه در سال 144 وفات كرده .
[ 2 ] طبقات ابن سعد 5 : 466 ، المعارف : 444 ، المعرفة و التاريخ 1 : 711 ، حلية الاولياء 3 : 279 ، و طبقات الشيرازى :
69 ، تذكرة الحفّاظ : 86 ، سير الذهبى 4 : 449 ، عبر الذهبى 1 : 125 ، البداية و النهاية 9 : 224 ، العقد الثمين 7 : 132 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، طبقات ابن الجزرى ( رقم 2659 ) ، تهذيب التهذيب 10 : 24 ، طبقات الحفاظ للسيوطى : 35 ، الشذرات 1 : 125 .