تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
مسعود بن مودود در آمد تا آنگاه كه عز الدين وفات كرد . آنگاه به خدمت نور الدين ارسلان شاه پيوست و يكى از اركان دولت او گرديد . به گونه‌اى كه سلطان را هرگاه مهمى بود به خانهء او مىآمد زيرا وى در اواخر عمر زمينگير شده بود و حركت بر او دشوار مىآمد . يا اگر خود نمىآمد بدر الدين لؤلؤ ، امير موصل ، را مىفرستاد . و باز برادرش براى من حكايت كرد كه نور الدين بارها خواست او را وزارت دهد و او نپذيرفت تا آنجا كه سلطان به خشم آمد و فرمان داد در بندش آرند و او به حال خود مىگريست تا سرانجام ، با آنكه برادر و پدرش از اين امتناع ملامتش مىكردند ، سلطان عذرش بپذيرفت و معافش داشت . ابو السعادات نخست شعر نمىگفت ، گويد كه شيخ خود ابن دهّان نحوى بغدادى را در خواب ديدم كه مرا به سرودن شعر فرمان مىداد و با اين همه او را به شعر عنايتى نبود . از برادرش عز الدين ابو الحسن خواستم كه تأليفاتش را بر من املا كند و او املا كرد : كتاب البديع ، در نحو قريب به چهل كرّاسه . من اين كتاب را ديدم ، روش عجيبى در تأليف آن در پيش گرفته بود ، كتاب الباهر فى الفروق ، در نحو ، كتاب تهذيب فصول ابن دهان ، كتاب الانصاف ، در تفسير قرآن در چهار جلد ، كتاب الشّافى ، در شرح مسند شافعى كه در تصنيف آن شيوه‌اى بديع به كار برده ، در حدود صد كرّاسه ، كتاب غريب الحديث ، به ترتيب حروف الفبا در چهار مجلّد ، كتاب جامع الاصول فى احاديث الرسول ، در ده مجلد ، ميان بخارى و مسلم و موطّأ و سنن ابى داود و سنن نسائى و ترمذى جمع كرده و آن را برحسب حروف معجم ترتيب داده است . ديگر از آثار او رساله‌هاى مجدول اوست در علم حساب و كتاب ديوان رسايل و كتاب البنين و البنات و الآباء و الامّهات و الاذواء و الذوات . در يك مجلد و كتاب الاخبار فى مناقب الاخيار ، در چهار مجلد و غير اينها .

936 - مبشر بن فاتك [ 1 ]

امير ابو الوفاء ، از ادباى مصر و آشنا به اخبار و تواريخ مصنفين . در ايام دولت مصر و در ايام الظاهر و المستنصر بود . از آثار اوست : كتاب سيرة المستنصر ، در سه جلد و نيز او را
هامش
[ 1 ] عيون الانباء 2 : 98 ، تاريخ الحكماء للقفطى : 269 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، نيز بنگريد به مقدمهء مختار الحكم
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 994 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى