اين ديوان مدت دو ماه تعطيل بود ولى بار ديگر آن را گشود و عمر بن مطرّف بن محمد عبدى را بر آن گماشت . او را عبدى مىگفتند به سبب انتسابش به عبد القيس . او از موالى عبد القيس بود .
مطرّف بن محمد از كاتبان مهدى بود . در ايام اقامت او در رى ديوان خراج را بر عهده داشت . وى به قولى ، در سال 144 ، درگذشت . اقوال ديگر هم هست كه بعد از اين مىآوريم . ابو الوزير مردى عفيف و پرهيزگار بود ولى به بخل اشتهار داشت .
رشيد در سال 186 به حج رفت . پس از آن در سال 188 بار ديگر حج به جاى آورد و من نمىدانم در كدام يك از اين دو حج ابو الوزير از دنيا رفته است . .
873 - عمرو بن ابى عمرو اسحاق بن مرار شيبانى [ 1 ]
هنگامى كه از پدرش سخن مىگفتيم از نسب و ولادتش ياد كرديم . دانش پدر را بياموخت و او هنوز زنده بود كه پسر در قرائت به جايش نشست . در سال 231 وفات كرد . ازهرى سال وفات او را 232 نوشته است . .
874 - عمرو بن بحر بن محبوب جاحظ [ 2 ]
ابو عثمان از موالى ابو القلمّس عمرو بن قلع كنانى . يموت بن مزرّع گويد كه جاحظ دايى مادرم بود و جدّ جاحظ سياه بود و فزاره ناميده مىشد و ساربان عمرو بن قلع كنانى بود .
ابو القاسم بلخى گويد كه جاحظ از بصره بود و در هوشمندى و تيزى ذهن و حافظه به پايهاى بود كه نامش در همه جا پراكنده شد و قدر و منزلتش بلند گرديد به گونهاى كه مستغنى از توصيف است . مرزبانى به روايت از مازنى گويد كه جاحظ در سيحان نان و ماهى مىفروخت و كسى كه جاحظ را ديده بود براى او حكايت كرده بود . جاحظ گويد :
من يك سال از ابو نواس بزرگترم ، من در آغاز سال 150 به دنيا آمدهام و او در پايان اين سال . جاحظ در سال 255 در ايام خلافت معتزّ جهان را بدرود گفت درحالىكه سالش از
هامش
[ 1 ] تهذيب اللغة للازهرى 1 : 10 ، طبقات الزبيدى : 204 ، انباه الرواة 2 : 360 ، بغية الوعاة 2 : 228 .
[ 2 ] الفهرست : 208 ، نور القبس : 230 ، تاريخ بغداد 12 : 212 ، نزهة الالباء : 132 ، امالى المرتضى 1 : 194 ، ابن خلكان 3 : 470 ، سير الذهبى 11 : 526 ، عبر الذهبى 1 : 456 ، ميزان الاعتدال 3 : 247 ، شرح العيون : 136 ، البداية و النهاية 11 : 19 ، لسان الميزان 4 : 355 ، بغية الوعاة : 265 ، الشذرات 2 : 121 .