تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
ابو الحسن بن ابى القاسم بيهقى در كتاب الوشاح از او ياد كرده و گفته است : او در نحو و ادب سمت پيشوايى داشت . و نيز آراسته به ورع و نزاهت نفس بود ولى روزگار با او سر كينه داشت . در شهرها مىگشت . گفت : زمان الاشجّ را درك كردم و مصلاى او را در طنجهء مغرب ديدم ولى درنگ نكردم كه خودش را ببينم . در نيشابور فرزندان وزير فخر الملك را تعليم داد . سپس در سال 545 از نيشابور مهاجرت كرد و ديگر به آنجا بازنگشت . اندكى پس از آنكه از نيشابور بيرون آمد مرگش فرا رسيد . .

869 - عمر بن عثمان بن خطّاب تميمى [ 1 ]

ابو حفص نحوى ، از مردم مغرب . او راست : كتاب الامر و النهى كه به كتاب المكتفى معروف است . .

870 - عمر بن ابى عمر محمد بن يوسف قاضى [ 2 ]

ابو القاسم تنوخى حكايت كرد كه ابو الحسين بن عياش قاضى حكايت كرد كه چون مقتدر ابو الحسين عمر بن ابى عمر را به مقام قاضى شهر برگزيد و او را رياست داد ، هنوز پدرش ابو عمر زنده بود . خليفه بر ابو الحسين خلعت پوشاند و خلقى از اشراف و قضات و شهود و سپاه و بازرگانان و جز ايشان بر درگاه خليفه حاضر بودند . تا ابو الحسين از نزد خليفه بيرون آمد همگان با او به راه افتادند . من و عمّم از خوف ازدحام مردم و موكب در عقب همه حركت مىكرديم . شيخ مسنى هم با ما بود كه من نام او را فراموش كرده‌ام . ما به هر جاى كه مىگذشتيم مردم ابو الحسين را نكوهش مىكردند و از اينكه چنان مرتبتى يافته است تعجب مىكردند . . . از تصانيف اوست : كتاب غريب الحديث ، كه كتاب بزرگى است و به پايان نيامده . و ديگر كتاب الفرج بعد الشدّة ، كه كتابى دلپذير است . و پندارم اين اولين كتابى باشد كه در اين باب نوشته شده است .
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 2 : 221 ( از ياقوت ) و نيز الوافى [ 2 ] تاريخ بغداد 3 : 401 ، المنتظم 6 : 246 ، سير الذهبى 14 : 555 ، الوافى 5 : 245 . وفات ابو عمر به سال 320 بود و پسرش عمر ابو الحسين . شرح حال او در المنتظم 6 : 307 آمده . وفات او در سال 328 بوده است . بنگريد به نشوار المحاضره 1 : 240 ، بغية الوعاة 2 : 226 ( از ياقوت و الوافى ) .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 908 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى