همراه مستعين به مدينة السلام آمد و تا مستعين خلع شد با او بود . چون مستعين خلع شد على بن يحيى هر بامداد و شامگاه به ديدن او مىرفت تا خليفهء مخلوع بيعت خود از گردن او برداشت . در آن يك سال كه مستعين خلافت مىكرد غذاى او را از خانهء على بن يحيى مىبردند . او در خانهء ابو العباس محمد بن عبد الله بن طاهر بود . مستعين روزها را روزه مىداشت و به غذاى او روزه مىگشود . على بن يحيى در عصر معتز هم صاحب مقام و منصب بود . فرزندش گويد آنچه پدرم از معتز حاصل كرد سى و سه هزار دينار بود ، معتز او را متصدى بناى قصر الكامل نمود . چون به پايانش برد پنج هزار دينار و ديهى به او بخشيد .
اما مهتدى از او كينه به دل داشت زيرا ميان او و على بن يحيى در مجلس خلفا چيزهايى اتفاق افتاده بود كه او را به خشم آورده بود . مهتدى مىگفت : نمىدانم على بن يحيى چسان از من جان به سلامت برده . ولى خداوند او را از مرگ رهايى بخشيد زيرا ايام دولت مهتدى كوتاه بود .
در ايام معتمد باز هم مقام و منصب پيشين حاصل كرد . همواره در خدمت او بود و برايش از ايام خلفاى پيشين حكايتها مىگفت در اواخر ايام معتمد و در سال 275 وفات كرد . او را در سامراء به خاك سپردند . شعرش بسيار است و مشهور . برخى از علما از شعر او اعجاب مىكنند و من چنين نيستم .
از فرزندان او يكى ابو عيسى احمد بن على بود و يكى ابو القاسم عبد الله و ديگر ابو احمد يحيى و ابو عبد الله هارون . .
857 - على بن يوسف بن ابراهيم [ 1 ]
ابو الحسن قفطى . وى نسب به بكر بن وائل مىرساند ، معروف به القاضى الاكرم و از كاتبان مشهور و مبرز در نظم و نثر . پدرش نيز دبيرى شايسته بود و او را القاضى الاشرف مىگفتند . مادرش زنى از باديهء عرب بود از قبيلهء بلىّ و از قضاعه . مادر اين زن كنيزى حبشى بود از آن خواهر ابو عزيز [ 2 ] قتادهء حسنى ، امير مكه . پدرش القاضى الاشرف به يكى
هامش
[ 1 ] معجم البلدان 4 : 383 ، عقود الجمان لابن الشعار 5 : 1 ، الحوادث الجامعة : 237 ، مفرّج الكروب 4 : 312 ، الطالع السعيد : 436 ، عبر الذهبى 5 : 191 ، سير الذهبى 23 : 223 ، الوافى 22 : 338 ، الفوات 3 : 117 ، مرآة الجنان 4 : 116 ، الزركشى 234 ، النجوم الزاهرة 6 : 361 ، تاريخ مختصر الدول : 272 ، بغية الوعاة 2 : 212 ، حسن المحاضره 1 : 554 ، الشذرات 5 : 236 .
[ 2 ] م : ابو عزير .