تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 871

مساهمون:

ص٨٧١
مقسّم بين اضداد فطرته * جنح و غرته فى الجنح ضوء ضحا .

843 - على بن منصور حلبى [ 1 ]

او به دوخله ملقب بود و معروف به ابن القارح . كسى است كه رسالهء مشهور خود را به نام رسالة ابن القارح به ابو العلاء معرّى نوشته است . و ابو العلاء در رسالة الغفران به او پاسخ داده است . كنيه‌اش ابو الحسن بود . ابن عبد الرحيم گويد كه او شيخ اهل ادب بود . در بغداد او را ديدم . راوى اخبار و حافظ مقدار فراوانى لغت و اشعار بود و نيز در نحو سرآمد بود . از كسانى بود كه در خانهء ابو على فارسى از كودكى خدمت كرده بود . سپس به گونه‌اى كه خود پندارد همه كتابهاى او را در نزد او خوانده است . روزيش از راه تعليم حاصل مىشد ، در شام و در مصر . حكايت مىكرد كه معلم ابو القاسم مغربى بوده كه در بغداد به وزارت رسيد . ابن القارح او را بسيار هجو كرده و معايب او را برشمرده . شعر ابن القارح به شعر معلمان مىماند و از تازگى و حلاوت عارى است . ابن عبد الرحيم گويد كه آخرين بار او را در سال 421 [ 2 ] در تكريت ديدم ، ما هر دو در آنجا مىزيستيم چندى نزد ما ماند و سپس به موصل سفر كرد كه پس از آن خبر وفاتش را شنيديم . او مىگفت كه در سال 351 متولد شده . هرگز ازدواج نكرد و فرزندى از او بر جاى نماند . از اشعار اوست كه خود براى من خوانده [ 3 ] :
لقد اشبهتنى شمعة فى صبابتى * و فى طول ما القى و ما اتوقّع نحول و حرق فى فناء و وحدتى * و تسهيد عين و اصفرار و ادمع
ميان او و كسروى خلاف افتاده بود و يكديگر را هجو مىكردند . و نيز گويد كه من معلم دو پسر حسين بن جوهر ، سردار مصرى ، بودم . آن دو از
هامش
[ 1 ] الوافى 22 : 233 ، بغية الوعاة 2 : 207 . بنگريد به بغية الطلب لابن العديم 5 : 18 - 19 ، 9 : 139 ، نيز مقدمهء بنت الشاطئ بر رسالة الغفران ص 16 - 64 . [ 2 ] م : 461 . [ 3 ] حاصل معنى : شمع در عاشقى و انتظار و درازى رنجها مرا ماند و در بيمارى و سوختن و در نيستى و تنهايى و بيدارى چشمان و زردى رخساره و سرشك ريزان .