تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
خواص الحاكم بودند و به او انس داشتند . قصيده‌اى سرودم و به يكى از آن دو ، كه جعفر نام داشت و از خوبرويان بود و طبع حاكم به او مايل ، دادم و خواستم كه آن را به حاكم دهد . قصيده را به عرض او رسانيد و پرسيد : از كيست ؟ گفت : از معلم من . گفت : هزار دينارش دهيد . ابن مقشر طبيب حاضر بود ، گفت : بر خزائن امير المؤمنين چنين مبلغى تحميل است . نصف آن را به او دهيد . مرا پانصد دينار دادند . قضا را طبيب مذكور به بيمارى شپش دچار گرديد و بمرد . اين طبيب نصرانى بود . .

844 - على بن مهدى بن على [ 1 ]

ابو الحسن اصفهانى ، معروف به كسروى . معلم فرزند ابو الحسن على بن يحيى منجّم بود . كسروى يكى از علماى نحو و از شعرا بود . در ايام بدر معتضدى در اصفهان وفات يافت . حمزه گويد : على بن مهدى كسروى خواهرزادهء على بن عاصم بن حريش بود . و از پيوستگان بدر معتضدى بود و در ايام او در گذشت . در آن هنگام بدر فرمانرواى اصفهان بود . بدر در سال 283 در ايام معتضد امارت اصفهان يافت تا زمان پسرش مكتفى يعنى در سال 289 . ابن ابى طاهر گويد : كسروى اديبى ظريف و حافظ و راويه و شاعر و عالم ، مخصوصا ، به كتاب العين بود . معلمى هارون بن على بن يحيى نديم را بر عهده داشت . به ابو النجم معتضدى از موالى معتضد پيوست و در عهد خلافت او وفات يافت . مرزبانى از او ياد كرده و گفته است كه على بن هارون مرا حكايت كرد ، از پدر و عمش ، كه گفتند ابو الحسن على بن يحيى بن منجم با جمعى از كسانى كه همواره در مجلس او بودند نشسته بود . از جملهء حاضران شمارى از شاعران بودند چون احمد بن ابى طاهر و احمد بن ابى فنن و ابو على بصير و ابو هفّان مهزمى و هدادى ، ابن عم ابو هفان و ابن علّاف و ابو طريف و احمد بن ابى كامل ، دايى فرزند ابو الحسن ، و على بن مهدى كسروى ، معلم فرزند او . كسروى براى آن جماعت بيتى خواند . ابو الحسن را خوش آمد و گفت : كاش بيت ديگرى هم بدان مىافزودى تا معنى را كامل‌تر كند و نفع آن بيشتر باشد . آن بيت اين بود [ 2 ] :
هامش
[ 1 ] معجم الشعراء 149 ، نور القبس : 338 ، الفهرست : 167 ، الوافى 22 : 244 ، بغية الوعاة 2 : 208 . [ 2 ] حاصل معنى : گوارايت باد كه من عيب‌جويى جز حسود براى تو نيافتم و حسودان فراوانند .