بلكه در طلب تجارت در شهرها مىگشت . او را تصانيفى است چون : كتاب شرح سيبويه كه او را نزد فرمانرواى مغرب برد و هزار دينار به او صله داد . و نيز كتاب شرح الجمل ، در يك جلد . .
839 - على بن معقل [ 1 ]
ابو الحسن ، حبّال او را در كتاب الوفيات ذكر كرده است و گويد كه ابو الحسن ابن معقل ، اديب و كاتب و مصاحب ابو على فارسى بود . نام او را ذكر نكرده و من چنان كه مىبينى به كمك محفوظات خود سعى كردهام به شرح حال صحيح او دست يابم . در ماه ربيع الآخر سال 433 در گذشت . .
840 - على بن مغيرة الاثرم [ 2 ]
ابو الحسن كنيه داشت . صاحب كتابهايى تصحيح شده بود . با كتابهاى خود نزد علما مىرفت و ضبط آنها را تصحيح مىكرد . حافظهء نيرومندى نداشت . ابو عبيده و اصمعى را ديدار و از آنها اخذ كرد . به سال 232 در گذشت و اين سالى است كه واثق وفات كرده . او راست : كتاب النوادر و كتاب غريب الحديث .
ابو مسحل عبد الوهاب گويد : اسماعيل بن صبيح كاتب ، در ايام رشيد ، ابو عبيده را از بصره به بغداد آورد . اثرم را نيز حاضر نمود و او در اين هنگام ورّاق بود . او را در يكى از غرفهها جاى داد و در را به روى او بست و كتابهاى ابو عبيده را به او داد و فرمان داد آنها را استنساخ كند . من و جماعتى از اصحابمان نزد اثرم مىرفتيم و او كتاب را با ورقهاى سفيد به ما مىداد و مىفرمود كه به تعجيل استنساخ كنيم و با ما قرارى مىنهاد كه در فلان وقت آن را تحويل دهيم و ما چنين مىكرديم . اثرم نزد ابو عبيده درس مىخواند و ابو عبيده در باب كتابهاى خود بخل مىورزيد . اگر مىدانست كه اثرم چه مىكند او را از آن منع مىنمود . اثرم شعر مىسرود و از اوست [ 3 ] :
هامش
[ 1 ] در جايى شرح حالى از او نتوان يافت .
[ 2 ] فى مراتب النحويين : 94 ، نور القبس : 215 ، الفهرست : 62 ، تاريخ بغداد 12 : 107 ، الانساب 1 : 114 ، اللباب 1 : 28 ، نزهة الالباء : 126 ، انباه الرواة 2 : 319 ، الوافى 22 : 214 ، النجوم الزاهرة 2 : 263 ، بغية الوعاة 2 : 206 .
[ 3 ] پير شدم و پيرى و ناتوانى و فرسودگى از راه رسيدند . هر كه همانند من زيست كند فرسوده خواهد شد . آرى ،