تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
اين داورى بر ابن سبعين اعتراض كردند . او عذر آورد و گفت دچار توهم شده است . عبد الغفار فارسى گويد كه ابن فضّال به نيشابور آمد و من نزد او آمد و شد كردم در علم دريايى بود كه در ميان مردم شهر و غريبه‌ها كس در حفظ و معرفت و تحقيق همانند او نديده بودم . پس از همه جا بريدم و ملازم درگاه او شدم از بامداد تا شامگاه . سمعانى گويد كه از ابن ناصر شنيدم كه مىگفت : ابن فضّال در دوازدهم ربيع الاول سال 479 در گذشت و او را در باب ابرز به خاك سپردند . از اوست [ 1 ] :
كانّ بهرام و قد عارضت * فيه الثريا نظر المبصر ياقوتة يعرضها بائع * فى كفّه و المشترى مشترى
محمد بن طاهر مقدسى گويد : ابن فضّال به كسانى كه بر مذهب شافعى بودند سخت مىتاخت زيرا او خود بر مذهب حنبلى بود . گويند چون به نيشابور آمد ابو المعالى بن جوينى از او خواست كتابى به نام او در نحو بنويسد و آن را اكسير نامد و وعده داد كه به پاداش آن هزار دينارش بدهد . چون كتاب را به پايان آورد . آن را نزد او برخواند تا به پايان رسيد . ابو المعالى به وعدهء خود وفا ننمود و هيچ به او نداد . من مىگويم ابن فضّال از آنجا به بغداد آمد و ديگر در نحو سخن نگفت و كتابى در تاريخ تأليف كرد . سلفى گويد : رئيس ابو المظفر گفت كه ابو الفضل بن ناقيا در يك روز بسيار سرد در بغداد وارد مجلس درس او شد و اين دو بيت سرود [ 2 ] :
اليوم يوم قارس بارد * كانّه نحو ابن فضّال لا تقرءوا النحو و لا شعره * فيعترى الفالج فى الحال
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : ستارهء بهرام در نزديكى ستارهء پروين چونان ياقوتى است كه گوهرفروشى آن را براى فروش بر كف نهاده و عرضه مىكند و ستارهء مشترى مشترىاى است كه مىخواهد آن را بخرد . [ 2 ] حاصل معنى : امروز روزى است سخت سرد ، گويى در سردى و خنكى نحو ابن فضال است . نه نحوش را بخوانيد و نه شعرش را كه در حال به بيمارى فلج عارض شويد .