تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
فرومايه‌اند . من هيچ نگفتم و همچنان در برابر او ايستاده بودم و او مرا نگاه مىكرد . رسم آن بود كه چون به كسى مىنگريست آن كس همچنان مىايستاد تا نگاهش را به جايى ديگر اندازد . سپس به فكر فرو رفت و گفت : نه ، مردمى كه در آن بيابان بى آب و گياه با آن فقر و بينوايى كه با آن دست به گريبانند باز هم ديگران را به مهمانى برند ، مردمى كريم هستند . سپس فرمان داد مرا جايزه‌اى دهند و بازگشتم . فرزندش ابو البركات جبر بن على بن عيسى ربعى حكايت كرد كه عضد الدوله دفترى با جلد چرمين ، پوشيده به ديبا با خطى خوش و تهذيبى نيكو ، به دستم داد و شعرى را نشان داد و گفت : اين شعر را چگونه مىبينى ؟ گفتم : شعر بدى است و كسى كه آن را گفته وزن را خراب كرده است . چندى بعد باز نزد او شدم ، به خادمى اشارت كرد كه به خوابگاه ما برو و دفتر شعر ما را بياور . خادم برفت و همان دفتر بياورد . من از آنچه گفته بودم دست و پاى خود گم كردم . عضد الدوله گفت : اين شعر چگونه مىبينى ؟ من كه ياراى سخن گفتنم نبود ، گفتم : بسيار بسيار شعر زيبايى است . به خط شيخ ابو محمد بن خشاب خواندم كه گفت با جواليقى در باب ربعى گفتگو مىكرديم . جواليقى در فضائل او داد سخن داد و گفت بسيارى از اشعار عرب را در حفظ دارد ولى جنونش مانع آن است كه كسى از او سودى برد . گويند روزى مستى را بر كنار راه افتاده ديد . بند شلوار خود بگشود و بر بينى او نشست و ضرطه‌اى بداد ، مست بوييد و خواند [ 1 ] :
تمتّع من شميم عرار نجد * فما بعد العشيّة من عرار
.

799 - على بن عيسى بن حمزة بن وهّاس [ 2 ]

ابو طيب ، به ابن وهّاس معروف بود . او از فرزندان سليمان بن حسن بن على بن ابى طالب ( ع ) است . عماد در جاى ديگر از دهمس [ 3 ] بن وهّاس حسنى ياد مىكند و گويد كه على بن عيسى در سال پانصد و اند در مكه وفات كرد . اصل او از يمن بود از مخلاف ابن سليمان . از شريفان و امراى مكه بود با فضل و دانشى بسيار . او را تصانيف بسيار است
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : از رايحهء نرگس نجد بهره‌مند شو كه بعد از اين شامگاه ديگر نرگس نخواهد بود . [ 2 ] الخريدة ( قسم الشام ) 3 : 38 . [ 3 ] الخريدة : دهمش .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 823 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى