و قريحهاى در نظم و نثر . در مكه در نزد زمخشرى علم آموخت و بر او تفوق يافت و طالب علمان به سوى او گرايش يافتند . در آغاز امارت امير عيسى بن فليته [ 1 ] امير مكه ، به سال پانصد و پنجاه و اند درگذشت . مردم مىگفتند كه خدا نخواست كه ما هم از علم على بن عيسى بهرهمند شويم و هم از امارت عيسى بن فليته .
او را شعرى است در مرثيهء امير قاسم ، جد امير عيسى ، و قصيدهاى است در مدح زمخشرى . .
800 - على بن فضّال بن على بن غالب [ 2 ]
وى از اعقاب فرزدق است . ازاينرو ، او را فرزدقى هم گويند و نيز به قيروانى نحوى مجاشعى معروف است . كنيهاش ابو الحسن است . از زادگاه خود مهاجرت كرد و قصد آن داشت كه مشرق و مغرب عالم را سياحت كند . تا سرانجام به غزنه رسيد و در آنجا اقامت جست . چند اثر به نام اكابر غزنه تأليف كرد كه در آن بلاد رواج يافت . سپس به عراق بازگشت و با افاضل عراق در سلك خدمت نظام الملك قرار گرفت و بر آن حال ببود تا پايان حيات . در نحو و صرف و لغت و تفسير سمت پيشوايى يافت . كتابى بزرگ در تفسير نوشت و آن را البرهان العميدى ناميد در بيست جلد . و كتاب النّكت فى القرآن و كتاب شرحبسم الله الرحمن الرحيم ، كه آن نيز كتابى بزرگ است و كتاب اكسير الذهب فى صناعة الادب و النحو ، در پنج مجلد و كتاب العوامل و الهوامل در باب حروف و كتاب الفصول فى معرفة الاصول و كتاب الاشارة فى تحسين العباره و كتاب شرح عنوان الاعراب و نيز كتابهاى ديگر در فنون مختلف علم . در بغداد اقامت گزيد و در آنجا نحو و لغت درس مىداد . و از شمارى از شيوخ مغرب نقل حديث مىكرد .
هبة الله سقطى گويد كه از ابن فضّال احاديثى نوشت و آن را بر عبد الله بن سبعين قيروانى ، كه به رجال مغرب نيك معرفت داشت ، عرضه نمود . او آن حديثها را انكار كرد و گفت : اسانيد آنها بر متون موضوع و مجهول متكى است . جماعتى از محدثان به سبب
هامش
[ 1 ] عيسى امارت مكه يافت به سال 556 ، بعد از پسر برادرش قاسم بن هاشم بن فليته در سال 570 وفات كرد .
بنگريد به العقد الثمين 6 : 465 ، 470 .
[ 2 ] المنتظم 6 : 33 ، مرآة الجنان 3 : 132 ، انباه الرواة 2 : 299 ، طبقات المفسرين للسيوطى : 24 ، بغية الوعاة 2 : 182 ، طبقات الداودى 1 : 421 ، النجوم الزاهرة 5 : 124 ، الشذرات 3 : 363 ، البداية و النهاية 12 : 132 .