تجاوز به حقوق رعيت منع مىكرد و آنان را به سيرتهاى حميده امر مىنمود تا سرانجام هشت ماه در زندان به سر برد ، سپس به مكه و يمن و مصر تبعيد گرديد . سپس بازگرديد و باز هم وزارت يافت .
چون ديلميان به بغداد داخل شدند از ورود در محلّهء او اجتناب مىكردند و مىگفتند :
اينجا سراى وزير صالح است . خانهء او در ساحل دجله در محلى به نام ستينى بود .
سدهايى كه خانهء او را محفوظ مىداشت به مرمت نياز داشت . استاد كاران هزينه آن را سه هزار دينار تخمين زدند . چون دينارها را حاضر آوردند گفت : صرف آنها در امر صدقه اولاست . امروز بر ساحل دجله ، ميان بلد و معزّيه ، جز خانهء او نيست و آن تا به امروز در بغداد مشهور است . در آنجا دولابهايى ساختهاند براى آبيارى مزارع زاهر .
روزى در بلمى نشسته بود . در اين حال مردمى بيامدند و خواستند كه زير نامهء آنها توقيع نهد . گفت : چنين كنم ولى هنگامى كه بازگشتم ، سپس گفت چه كسى مىداند كه من بازگردم . پس همچنان ايستاده بر نامه توقيع كرد و گفت : در اين كار به عمر بن عبد العزيز اقتدا كردم كه او براى دادن حق متظلمى ايستاد و درنگش به درازا كشيد تا حاجت او برآورد و گفت : خير به شتاب مىگذرد و من ترسيدم كه آن را از دست بدهم .
هنگامى كه بريدى بر بغداد مستولى شد مردم از او بيمناك شدند و گفتند صواب آن است كه به موصل گريزى . گفت آيا مخلوق به سوى مخلوق گريزد . هر چه براى هزينهء راه مهيا كردهايد به فقرا دهيد . وقتى كه بريدى وارد بغداد شد جز او كسى را اكرام ننمود .
در ايام بريدى بسيارى از مردم بغداد مردند . على بن عيسى شمار كثيرى از فقرا و غربا را به خاك سپرد و هزينهء كفن و دفن آنها را بداد تا آنجا كه مالى كه در نزد او بود به پايان رسيد و مقدار بسيارى وام گرفت . او چهل و پنج هزار تن را خرج كفن و دفن داد . هفتاد سال خدمت سلطان كرد و هرگز نعمت كسى را بر او منغص ننمود . در ايام وزارتش سى و چند هزار توقيع نوشت همه جملههاى محكم و استوار . كسى را نكشت و در خون كسى سعى ننمود . نعمتش همچنان بر جاى ماند و به فرزندش رسيد . بارها قصد جان او كردند و خداوند ستمگر را هلاك كرد و ظلم از او دفع نمود . او از كس هتك حرمت ننمود خدا نيز حرمت او هتك ننمود . نقش خاتمش اين بيت بود : لله صنع خفى فى كلّ امر يخاف .
پسرش ابو نصر ابراهيم نام داشت . در ماه ربيع الاول سال 349 به وزارت المطيع لله رسيد و در جمادى الاولى سال 350 به مرگ مفاجات در گذشت و پسر ديگرى داشت
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 818
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٨١٨