تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
چهار سال و يك ماه كم در آن كار ببود . بار ديگر در ماه صفر سال 315 وزارت يافت و يك سال و چهار ماه و دو روز وزارت كرد . در آمد او از املاكش در هر سال هفتصد هزار دينار بود كه ششصد هزار دينار آن را صرف امور خير مىنمود و چهل هزار دينار به خواص خود مىداد . در آمدش به هنگام بيكارى و خانه‌نشينى هشتاد هزار و اندى دينار بود كه از آن چهل هزار و اندى را در كارهاى خير هزينه مىكرد و سى هزار دينار هم براى هزينهء خود برمىگرفت . هزار هزار [ 1 ] دينار براى ابن فرات ، كه او نيز همانند وى بيكار شده بود ، فرستاد . صولى گويد : در ميان وزراى بنى عباس كسى را سراغ ندارم كه در زهد و عفت و حفظ قرآن و علم به معانى قرآن به پايهء او رسيده باشد . روزها روزه مىداشت و شب به نماز و عبادت مشغول بود . صولى گويد [ 2 ] : كسى را نمىشناسم كه با او گفتگو كرده باشم و او در شعر آگاه‌تر از على بن عيسى بوده باشد . در ايام وزارتش ، هر بار كه نياز مىافتاد ، خود توقيع مىكرد و به اصحاب دواوين نياز نمىافتاد . از ابو العباس احمد بن طومار هاشمى سبب پرسيدم گفت : او از هزينهء خود مىكاهد و هر چه براى او باقى مىماند صرف فرزندان صحابه در مدينه مىكند ، به مظالم مىنشيند و حق ضعيف را از قوى مىستاند و كسى كه عفيف‌تر از او باشد هم در خوردن و هم در گفتن و هم در آميزش با زنان ديده نشده است . چون ابو الحسن بن فرات به امر حكومت منصوب شد فرزندش ، محسّن بن فرات ، به چيزى جز اخراج او از بغداد راضى نشد . او به مكه رفت و در آنجا مجاور شد . هنگامى كه به حبس شد جامه‌هاى خود درپوشيد و براى نماز وضو ساخت و برخاست كه به نماز جمعه رود . در اين حال موكلان راه بر او بستند و بازش گردانيدند . او دست به آسمان برداشت و گفت : بار خدايا تو شاهد باش كه من طاعت تو مىخواهم و اينان مرا بازمىدارند . و به مقتدر اشارت كرد كه همهء اموال او را كه در بغداد داشت بر حرمين مكه و مدينه و ثغور وقف كند و درآمد آن سيزده هزار دينار بود در هر ماه ، جز غلات . او چنين كرد و شاهدان بر آن شهادت دادند ، آنگاه براى اين موقوفات ديوانى ترتيب داد و آن را ديوان البرّ ناميد و آثار كارى را كه براى آخرتش كرده بود در دنيا بديد . با آنكه دشمنان بسيار داشت از هر بلايى مصون و در امان ماند . حواشى مقتدر را از
هامش
[ 1 ] در متن چنين است : شايد هزار دينار ؟ [ 2 ] با سير ذهبى مقايسه شود : 299 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 817 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى