تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
حسن شيبانى فقيه در يك زمان مردند [ 1 ] . اين دو همراه رشيد به رى رفته بودند . رشيد گفت : فقه و نحو را در رنبويه به خاك سپردم . از آثار اوست : كتاب معانى القرآن ، كتاب مختصر فى النحو ، كتاب القراءات ، كتاب العدد ، كتاب النوادر الكبير ، كتاب النوادر الاوسط و كتاب النوادر الاصغر ، كتاب اختلاف العدد ، كتاب الهجاء ، كتاب مقطوع القرآن و موصوله ، كتاب المصادر ، كتاب الحروف ، كتاب اشعار المعاياة و طرائقها ، كتاب الهاءات المكنىّ بها فى القرآن . .

757 - على بن حمزة بن عمارة بن حمزة [ 2 ]

حمزه ، فرزند يسار بن عثمان ، اصفهانى بود . على بن حمزه ابو الحسن كنيه داشت . عثمان جدّ اعلاى او پدر ابو مسلم خراسانى است و يسار برادر اوست . نام عثمان پيش از آنكه اسلام بياورد بنداد هرمز بود ، چون اسلام آورد عثمان نام گرفت و نام ابو مسلم بهزادان بن بنداد هرمز بود و على بن حمزه از فرزندان يسار است . وى يكى از ادباى اصفهان است كه در شعر و علم و فضل اشتهار دارد . كتابهايى تصنيف كرده ، از آن جمله است كتاب الشعر و كتاب فقر البلغاء ، مشتمل برگزيده‌هايى از شعر عموم شاعران و كتاب قلائد الشرف فى مفاخر اصفهان و اخبارها . حمزه در مقدّمهء كتاب خود گويد كه مردى از بزرگان اهل ادب در شهر ما بود كه كتابى در اين فن تأليف كرد و او ابو الحسن على بن حمزة بن عماره نام داشت و كتاب خود را قلائد الشرف ناميد و آن را از اخبار ايرانيان و سير و ابيات و اندكى از اخبار اصفهان - كمتر از سدس كتابش در حدود سى ورقه - بينباشت . و هم در كتاب خود سخنان حكمت‌آميز آورد . از اشعار اوست در مرثيهء ابو مسلم محمد بن بحر [ 3 ] :
و قالوا أ لا ترثى ابن بحر محمدا * فقلت لهم ردّوا فؤادى و اسمعوا
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد 11 : 413 ، انباه الرواة 2 : 268 . [ 2 ] الفهرست : 182 ، 190 ، على بن حمزهء اصفهانى نام كسى است كه ديوان ابو نواس و ابو تمّام را جواب گفته . بيم آن است كه در اينجا ميان حمزهء اصفهانى و كسى كه نامش على بن حمزه است خلط گردد . [ 3 ] حاصل معنى : گفتند آيا براى محمد بن بحر مرثيه‌اى نمىسرايى ؟ گفتم دلم را به من بازگردانيد و گوش بدهيد . كسى كه دل از دست داده و مجروح و زمين‌خوردهء مصيبت است . نمىتواند سخن بگويد . كسى كه مونس و دوستش از او بريده است جز مردن و رستاخيز مرجعى ندارد .