سكرت لواحظه و قلبى * ما يفيق من الخمار
عابوا امتهانى فى هواه * كانّنى انا باختيارى . . . .
754 - على بن حسين آمدى نحوى [ 1 ]
ابو الحسن كنيه داشت . محمد بن اسحاق نديم از او ياد كرده و گويد كه او به مصر رفت و در آنجا اقامت گزيد . از خواص و پيوستگان ابو الفضل بن حنزابهء وزير بود . خطى صحيح و خوش داشت ولى تأليفى از او به اثبات نرسيده است . من مىگويم كه او از مشايخ عبد السلام بن حسين بصرى لغوى بود .
ابن نصر [ 2 ] حكايت كرد و گفت كه ابو الحسن مبدع نقل كرد و من او را در قديم مىشناختم . به بغداد آمد درحالىكه خضاب كرده بود . نخست نشناختمش سپس شناختمش ، در آنجا صحبت از شاعران مصرى در ميان آمد ، گفتم از آنان شعر غرا و درخشانى نديدهام . گفت كه آمدى متولى ارزاق شعرا و بيكاران و شريفان و كاتبان بود و همواره خضاب مىكرد ولى نام و كنيهء او را نگفت و من نمىدانم كه آيا او همان نحوى صاحب كتاب الموازنه است يا كس ديگر [ 3 ] . .
755 - على بن حسين بن على ضرير اصفهانى [ 4 ]
ابو الحسن باقولى معروف به الجامع . ابو الحسن بيهقى در كتاب الوشاح ذكر او كرده است و گويد كه در نحو و اعراب قبلهء افاضل عصر بود . بيت مشهور فرزدق را در سال 535 به خراسان فرستاد و آن بيت اين است [ 5 ] :
هامش
[ 1 ] الفهرست : 89 محمد بن عبد الله بن صالح الآمدى ( در چاپ فلوگل : الاسدى ) و گويد كه از بغداد به مصر رفت و از وابستگان به ابن حنزابه بود . خطى صحيح و مليح داشت . بغية الوعاة 2 : 162 .
[ 2 ] ابن نصر ، على بن محمد بن نصر ، صاحب كتاب المفاوضه . ياقوت در چند جا از او نقل كرده است .
[ 3 ] معروف اين است كه صاحب كتاب الموازنه حسن بن بشر آمدى است و كنيهء او ابو القاسم است ( بنگريد به انباه الرواة 1 : 285 ) .
[ 4 ] بغية الوعاة 2 : 160 .
[ 5 ] حاصل معنى : خراسانى كه خالد شير آن بود ديگر وجود ندارد ، زيرا كه سيف بر آن امير شده .