الشعراء ، كتاب ادباء الغرباء ، كتاب الديارات ، كتاب تفضيل ذى الحجة ، كتاب الاخبار و النوادر ، كتاب ادب السماع ، كتاب اخبار الطفيليين ، كتاب مجموع الاخبار و الآثار ، كتاب الخمّارين و الخمّارات ، كتاب الفرق و المعيار فى الاوغاد و الاحرار و آن رسالهاى است دربارهء هارون بن المنجم ، كتاب دعوة التّجار ، كتاب اخبار جحظة البرمكى ، كتاب جمهرة النسب ، كتاب نسب بنى عبد شمس ، كتاب نسب بنى شيبان ، كتاب نسب المهالبة ، كتاب نسب بنى تغلب ، كتاب الغلمان المغنيين ، كتاب مناجيب الخصيان ، اين كتاب را براى وزير مهلبى نوشته كه او را دو خواجه بود كه برايش مىنواختند و مىخواندند و نيز آثار دلپسند ديگرى كه شنيدهام تصنيف كرده و براى حكام بلاد مغرب از بنى اميه فرستاده و آنان صلههاى كرامندش مىدادهاند . از اين كتابها جز اندكى به مشرق بازنگشتهاند . و خدا داناتر است .
رئيس ابو الحسين هلال بن محسّن بن ابراهيم بن هلال صابى در كتابى كه در اخبار وزير ، مهلّبى - يعنى حسن بن محمد - وزير معز الدولة بن بويهء ديلمى نوشته گويد كه ابو الفرج اصفهانى صاحب كتاب اغانى از نديمان ابو محمد مهلبى و از خواص نزديك او بود . وى مردى چركين و شوخگن بود . لباسش را از زمانى كه مىپوشيد تا زمانى كه پاره مىشد از تن بيرون نمىآورد . حال آنكه مهلبى سخت در بند نظافت بود ولى او را به سبب مقام علميش تحمل مىكرد . و در اين باب گويد كه ابو الفرج على بن حسين اصفهانى نسب از بنى اميه داشت ، اديبى بزرگوار بود و در روايت و درايت سرآمد همگان . او را كتاب اغانى است كه دليلى كافى بر وسعت علم و كثرت محفوظات اوست . شعرش نيز نيكو بود ولى هجا را از ديگر انواع شعر بهتر مىسرود . مردم آن زمان از زبان او حذر مىكردند و از هجاى او پرهيز مىنمودند و در مجالست و معاشرت و خوردن و آشاميدن با همه دشوارى كه معاشرت با او داشت شكيبايى مىورزيدند زيرا تن و جامه و كفشش سخت كثيف و چركين بود ، دراعهء خود را از تن نمىكند مگر وقتى كه كهنه مىشد .
جامههايش رنگ آب نمىديد و تا ممكن بود آنها را بپوشد ، عوض نمىكرد . چنان كه روزى بر سر سفرهاى با ابو محمد مهلبى طعام مىخورد . سرفهاى بر او عارض شد و قدرى از اخلاط سينهاش در ظرف سكباج افتاد . ابو محمد دستور داد كه آن كاسه بردارند و گفت در كاسهء ديگرى از همين سكباج بياورند و هيچ روى ترش نكرد ولى ابو الفرج چنان كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده به خوردن ادامه داد . ابو محمد مهلبى مردى تندخو بود و
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 752
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٧٥٢