تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
و الحكم للجبّار فيما مضى * و كلّ يوم هو فى شأن
و از قصيده‌اى بلند كه در مدح شريف ذو المجدين ابو القاسم على بن موسى سروده معلوم مىشود كه كنيه‌اش ابو القاسم است . آنجا كه گويد [ 1 ] :
و زارك منّى سمي كنيّ * فراع حقوق السميّ الكنيّ
.

744 - على بن حسن بن على بن صدقهء وزير [ 2 ]

فرزند وزير ابو الحسن بن ابى على . خود به استقلال وزارت نكرد بلكه همواره پدر را نيابت مىكرد . پدرش وزير مسترشد بود ، مردى با كفايت و لائق و با شهامت . نخستين كسى از بنى صدقه بود كه وزارت يافت . پدر به جلال الدوله ملقب بود [ 3 ] و پسر به شرف الدوله . وقتى جلال الدوله از دنيا رفت ابن اقفاصى ، شاعر موصلى ، به درون قبر او رفت ، مىگريست و مىگفت [ 4 ] :
نزورك فى ثوبى خشوع و ذلّه * كانك ترجى فى الضّريح و ترهب
جلال الدوله در ماه جمادىالآخرهء سال 522 درگذشت . اما شرف الدوله - سمعانى در تاريخ خود گويد - مردى بود با فضل و عقلى فراوان ، به لغت معرفتى تمام داشت و خطى خوش مىنوشت . دين دار و اهل خير بود و به عبادت و عزلت مشغول . از او زمان تولدش را پرسيدم . گفت : محرم سال 499 . من مىگويم او همان كسى است كه رباط معروف به رباط الدرجه را در جانب غربى دجله ساخته و در آن با جماعتى از فقرا گوشه‌گيرى اختيار كرد و امور حكومت را رها نمود تا وفات كرد . خطى شيرين داشت به شيوهء على بن هلال بن بوّاب . وى در هفتم ماه صفر سال 554 جهان را بدرود گفت .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : همنام و هم كنيهء تو به ديدارت آمد . پس حقوق همنام و هم كنيهء خود رعايت كن . [ 2 ] ذيل تاريخ بغداد 17 : 304 ، در آنجا وفاتش را سال 550 ضبط كرده . و نيز الفخرى : 269 - 271 وفاتش را 522 ضبط نموده . المنتظم 10 : 9 ، الشذرات 4 : 66 . [ 3 ] در بعضى منابع آمده است كه جلال الدوله لقب او بود . بنگريد به عبر الذهبى 4 : 51 . [ 4 ] حاصل معنى : تو را در جامهء خشوع و خوارى ديدار مىكنم كه تو هم مايهء اميد ما هستى و هم مايهء وحشت .