745 - على بن حسن بن عنتر بن ثابت [ 1 ]
معروف به شميم حلّى . ابو الحسن ، نحوى و لغوى و شاعر در ماه ربيع الآخر سال 601 وفات كرد . عماد بن حدوس العدل مرا از آن آگاه كرد . در خانهء خود در موصل درگذشت .
عمر دراز كرد . از مردم حلّهء مزيديه بود . به بغداد آمد و در آنجا ادب آموخت . سپس رهسپار موصل و شام و ديار بكر را گرديد . پندارم نزد ابو نزار ملك النحاة درس خواند .
مؤلف اين كتاب گويد : و در سال 594 به آمد رفتم . ديدم مردم شهر همه به فضل او همصدا شدهاند . براى ديدارش به مسجد خضر شدم . پيرى لاغر اندام در حجرهء مسجد نشسته بود و جامهدانى پر از كتاب ، همه از تصانيف او ، در كنارش بود . سلام كردم و در برابرش نشستم . روى به من كرد و گفت : از كجايى ؟ گفتم : از بغداد . با من خوشرويى كرد و از بغداد و اوضاع آن سؤال كرد ، به او پاسخ دادم و گفتم آمدهام كه از علوم مولاى خويش چيزى بهره گيرم . گفت : چه علمى مىخواهى ؟ گفتم : علوم ادبى ، گفت : مرا در ادب تصانيف بسيار است . ولى پيشينيان اقوال و اشعار ديگران را گردآوردهاند و مبوّب ساختهاند ولى من هر چه دارم همه از نتايج فكر من است . چون ديدم كه مردم دوستدار كتابهايى در ادب هستند ، من هم از همان جنس چيزهايى نوشتم كه آثار متقدمان را باطل مىساخت ؛ مثلا ابو تمّام اشعار عرب را در حماسه گردآورد اما من خود حماسهاى از اشعار خود ساختم . آنگاه زبان به دشنام ابو تمّام گشود . سپس ديدم مردم ابو نواس را در خمريات بر ديگران ترجيح مىدهند من نيز كتابى در خمريات سرودم كه اگر ابو نواس زنده بود و اشعار مرا مىشنيد از اشعار خود شرمنده مىشد . ديدم مردم همه از خطبههاى ابن نباته تمجيد مىكنند ، من نيز كتابى در خطبهها تصنيف كردم و امروز مردم خطبههاى مرا مىآموزند . شميم حلّى بدين گونه يك يك قدما را تحقير مىكرد و آنان را سگ مىخواند . من در شگفت شدم و گفتم از آثار خود چيزى بخوان . شروع به خواندن خطبهء كتاب خمريات خود نمود . من تحسين كردم . او در خشم شد و گفت : جز تحسين كار ديگر ندانى . گفتم : مولانا چه كنم ؟ گفت : چنين كن و برخاست به رقصيدن و كف زدن .
چون خسته شد نشست و گفت كه من گرفتار حيواناتى شدهام كه گوهر را از پشك و ياقوت را از سنگ فرق نمىنهند . من معذرت خواستم و خواستم چيز ديگر بخواند .
هامش
[ 1 ] ذيل تاريخ بغداد 17 : 311 ، انباه الرواة 2 : 243 ، ابن خلكان 3 : 339 ، البدر السافر ، الورقة : 13 ، الجامع المختصر : 157 ، ذيل الروضتين : 52 ، عبر الذهبى 5 : 2 ، الشذرات 5 : 4 ، النجوم الزاهرة 6 : 188 ، بغية الوعاة 2 : 156 .